نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان عراقي
چنگ
در
دامان وصلش مي زدم
هجرش اندر تاخت، دامانم گرفت
در
جهان يک دم نبودم شادمان
زان زمان کاندوه جانانم گرفت
ور از کوي فراموشان فراقش رخت بربندد
وصالش رخت
در
بازد، زهي دولت زهي دولت
بيخشاي از کرم بر خاکساري
که
در
روي تو عمرش رفت بر باد
وانکه دل بست
در
سر زلفش
ماهي آسا، ميان شست افتاد
سر جان و جهان ندارد آنک:
در
سرش باده الست افتاد
وآنکه از دست خود خلاص نيافت
در
ره عشق پاي بست افتاد
نيک نزديک بود بر
در
تو
تا چه بد کرد کز تو دور افتاد
چون ز خاک
در
تو سرمه نيافت
ديده ام بي ضيا و نور افتاد
جان که يک ذره انده تو بيافت
در
طربخانه سرور افتاد
از بهشت رخ تو بي خبر است
تن که
در
آرزوي حور افتاد
چون عراقي نيافت راه به تو
گمرهي گشت و
در
غرور افتاد
از خمستان جرعه اي بر خاک ريخت
جنبشي
در
آدم و حوا نهاد
دم به دم
در
هر لباسي رخ نمود
لحظه لحظه جاي ديگر پا نهاد
کام فرهاد و مراد ما همه
در
لب شيرين شکرخا نهاد
وز پي برک و نواي بلبلان
رنگ و بويي
در
گل رعنا نهاد
تا تماشاي وصال خود کند
نور خود
در
ديده بينا نهاد
شور و غوغايي برآمد از جهان
حسن او چون دست
در
يغما نهاد
چون
در
آن غوغا عراقي را بديد
نام او سر دفتر غوغا نهاد
فتنه اي انگيخت، شوري درفکند
در
سرا و شهر ما چون پا نهاد
بر من، اي دل، بند جان نتوان نهاد
شور
در
ديوانگان نتوان نهاد
بر سر خوان لبت، خود بي جگر
لقمه اي خوش
در
دهان نتوان نهاد
شب
در
دل مي زدم، مهر تو گفت:
زود پابر آسمان نتوان نهاد
تا تو را
در
دل هواي جان بود
پاي بر آب روان نتوان نهاد
ور عراقي محرم اين حرف نيست
راز با او
در
ميان نتوان نهاد
صفحه قبل
1
...
4268
4269
4270
4271
4272
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن