نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ويس و رامين
ازين سفله جهان آمد چنان حر
که لعل از سنگ آيد وز صدف
در
اگر ترسي تو از آتش به محشر
ز بي باکي شوي
در
آتش اندر
جهان
در
فضل او بستست اوميد
فزونتر زانکه اندر نور خورشيد
اگر
در
چشم خردست او به منظر
به عقل اندر بزرگست او به مخبر
اگر يابي ز هرکس نظم گفتار
ز من يابي تو نظم
در
شهوار
چو دريايست طبع من ز گفتار
شود از علم
در
وي رود بسيار
دل و دست و
در
و رويت گشاده
سرير و مسند و خوانت نهاده
ديوان عراقي
دوستان را زار کشتي ز آرزوي روي خود
در
طريق دوستي آخر کجا باشد روا؟
آن يار، که
در
ميان جان است
بر گوشه دل نهاد ما را
در
خانه ما نمي نهد پاي
از دست مگر بداد ما را؟
دانست که
در
غميم بي او
از لطف نکرد شاد ما را
بر ما
در
لطف خود فرو بست
وز هجر دري گشاد ما را
به عالم،
در
که ديدم باز کردم
نديدم روي دلداري دريغا
نديدم هيچ گلزاري به عالم
که
در
چشمم نزد خاري دريغا
وعده اي مي ده، اگر چه کج بود
کز بهانه
در
گماني ساقيا
از لطافت
در
نيابد کس تو را
زان يقينم شد که جاني ساقيا
گوش جان ها پر گهر شد، زانکه تو
از سخن
در
مي چکاني ساقيا
در
دل و چشمم ز حسن و لطف خويش
آشکارا و نهاني ساقيا
نيست
در
عالم عراقي را دمي
بر لب تو کامراني ساقيا
خواهي که راه يابي بي رنج بر سر گنج
مي بيز هر سحرگاه خاک
در
خرابات
جان باز
در
خرابات، تا جرعه اي بيابي
مفروش زهد، کانجا کمتر خرند طامات
چون غرقه شد عراقي يابد حيات باقي
اسرار غيب بيند
در
عالم شهادات
ديدي چو من خرابي افتاده
در
خرابات
فارغ شده ز مسجد وز لذت مباحات
دردش نديد درمان، زخمش نجست مرهم
در
ساخته به ناکام با درد بي مداوات
به يک گره که دو چشمت بر ابروان انداخت
هزار فتنه و آشوب
در
جهان انداخت
صفحه قبل
1
...
4264
4265
4266
4267
4268
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن