نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
ويس و رامين
چو ديوانه به کوه ودشت پويان
ز هر سو
در
جهان فرزند جويان
خبر داريد کاو
در
دل چه دارد
به من بر رحمت آرد يا نيارد
ز کس پرسد که بي او چيست حالم
به دل
در
دارد اميد وصالم
بگو چون ديدي آن سرو سهي را
که دارد
در
بلاي جان رهي را
خبر دارد که چونم
در
جدايي
جدا از خورد و خواب و آشنايي
تنم زين آه سرد و چشم گريان
بمانده
در
ميان باد و باران
نه برگيري ز من درد جدايي
نه حال خويش
در
نامه نمايي
چنان گوشم به
در
چشمم به راهست
که گويي خانه ام زندان و چاهست
مداد و خون دل
در
هم سرشتم
پس آنگه اين جفانامه نوشتم
ز هفت اندام من آتش برافروخت
قلمها را
در
انگشتم همي سوخت
اگر من سر
در
آوردم به دامت
پذيرفتم همه گونه پيامت
در
آن جايي که بودم شاه و مهتر
ز بخت بد شدستم خوار و کهتر
مرا بينيد وز من پند گيريد
دگر
در
مهر خواهش مه پذيريد
مرا بينيد هر که هوشياريد
دگر مهر کسان
در
دل مکاريد
نگارا خود ترا اين سرزنش بس
که باشد
در
جهان نام تو ناکس
ترا گويد جزا الله اي جفاجوي
که خود
در
تو نبود از مردمي بوي
همي تا با تو گويم يافه گفتار
روم لابه کنم
در
پيش دادار
شوم فرياد خوانم بر
در
آن
که نه حاجب بود او را نه دربان
ببرم دل ز هر چيزي وزو نه
که او از هر چه
در
گيتي مرا به
به ياد آور دلش را مهر ديرين
پس آنگه
در
دلش کن مهر شيرين
نگويم بيش ازين
در
نامه گفتار
وگر چه هست صد چندين سزاوار
درود از من بدان شمشاد آزاد
که دارد
در
ميان پوشيده پولاد
درود از من بدان ياقوت سفته
که دارد سي گهر
در
وي نهفته
درود از من بدان عيار سرکش
که دراد مرمرا
در
خواب ناخوش
درود از من بدان گلروي خوشبوي
که دارد سال و ما هم
در
تگ و پوي
صفحه قبل
1
...
4252
4253
4254
4255
4256
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن