167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ويس و رامين

  • شنيدم گه نصيحت گه ملامت
    شدم از عشق در گيتي علامت
  • چه بودي گر دو چشمم در جهان ديد
    يکي کس را که کار من پسنديد
  • مرا ديدي ز پيش مهرباني
    که چون خودکام بودم در جواني
  • نوند کام من چندان دويدي
    کجا انديشه ها در وي رسيدي
  • به باغ لهو در شمشاد بودم
    به دشت جنگ بر پولاد بودم
  • خرد ديدم ز دل آواره گشته
    به دست عشق در بيچاره گشته
  • کمان ور گشته هر کس در زمانه
    ملامت تير و جان من نشانه
  • گلم در بسترست و گل به بالين
    مرا شايسته چون جان و جهان بين
  • من آنگه از جهان آگه نبودم
    که در سختي همي شادي نمودم
  • که باشم تا زيم با گل وفاجوي
    به شادي کرده با او روي در روي
  • يکي ساعت که باشم جفت اين ماه
    نشسته شادمان در کشور ماه
  • شهنشه نامه زو بستد فرو خواند
    در آن گفتارها خيره فرو ماند
  • بشد رامين و در گوراب زن کرد
    ترا با داغ دل بربابزن کرد
  • دلش دربر تپان شد چون کبوتر
    که در چنگال شاهين باشدش سر
  • همي غلتيد در خاک و همي گفت
    چه تيرست اين که آمد چشم من سفت
  • بشد رامين و در گوراب زن کرد
    پس آنگه مژدگان نامه به من کرد
  • چو بسپردم من اندر تشنگي جان
    مبادا در جهان يک قطره باران
  • هرآن گاهي که گيتي گشت بي من
    مرا چه دوست در گيتي چه دشمن
  • نهال عاشقي در دل مکاريد
    وگر کاريد جان او را سپاريد
  • مرا عشق آتشي در دل برافروخت
    که هرچند بيش کشتم بيشتر سوخت
  • بگردم در جهان چون کارواني
    که تا يابم ز گمگشته نشاني
  • مرا بي کارد اي دايه تو کشتي
    که تخم عشق در جانم بکشتي
  • درين راهم تو بودي کور رهبر
    چو در چاهم فگندي تو برآور
  • چو برگ لاله بودت خوب گفتار
    به زير لاله در خفته سيه مار
  • که اکنون من بگيرم ره به گوراب
    بوم در راه چون ره بي خور و خواب