167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ويس و رامين

  • منم فردا و راه ماه آباد
    بگردم در جهان چون گور آزاد
  • چه مايه رنج بردم در هوايت
    چه مايه درد خوردم از جفايت
  • درازآهنگ شد در مهر کارم
    که تو بر باد دادي روزگارم
  • به از ما نيست اکنون در جهان شاه
    تو بر خوبان شهي و من شهان شاه
  • به پرده در تو بانو باش و خاتون
    که من باشم شه شاهان ز بيرون
  • که يارد در جهان با تو چخيدن
    دل از پيمان و فرمانت بريدن
  • بگو تا در دل سنگين چه داري
    نهال دشمني يا دوستداري
  • که من در مهر تو گشتم ز جان سير
    ترا زين پس نپرسم جز به شمشير
  • نشايد بيش ازين کردن مدارا
    که رازم در جهان شد آشکارا
  • دل تو پيشه کرده بردباري
    کف تو پيشه کرده در باري
  • بهي و بتري در ما سرشتست
    چنان چو نيک و بد بر ما نبشتست
  • چرا ورزم بدين سان مهرباني
    کزو در دست و ننگ جاوداني
  • ز بس کامد به گوش من ملامت
    شدم يکباره در گيتي علامت
  • اگر تا جاودان در وي نشينم
    به دو ديده کنارش را نبينم
  • همي خواهم ز شاهنشاه موبد
    که من باشم در آن کشور سپهبد
  • به نقش لعل در وي بافته زر
    چو روي بيدل و رخسار دلبر
  • پس آنگه دست يکديگر گرفتند
    به تنها هردوان در باغ رفتند
  • به مشک آلوده فندق گل شخوده
    ز خون آلوده نرگس در نموده
  • ازان ترسم که تو روزي به گوراب
    ببيني دختري چون در خوشاب
  • همي ناليد ويسه در جدايي
    شکيب از من جدا شد تا تو آيي
  • به چندان غم بياگند اين دل تنگ
    که در دشتي نگنجد شصت فرسنگ
  • چو باشد در جدايي دل شکيبا
    مرو را نيست نام عشق زيبا
  • عقاب و باز بد در حدي ساري
    رفيق و جفت کبگ کوهساري
  • ز بس مي خوردن و خوشي در آمل
    تو گفتي بودش آب رودها مل
  • ز بيم تيغ او در مرز گوراب
    همي با شير بيشه خورد گور، آب