نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ويس و رامين
دو عاشق
در
خوشي همراز گشته
به خوشي هردوان انباز گشته
تو گفتي شير و مي بودند
در
هم
و يا برهم فگنده خز و ملحم
چو از مستي
در
آمد شاه شاهان
نبود اندر کنارش ماه ماهان
گرفته دست آن جادو همي گفت
چه ديوي تو که هستي
در
برم جفت
قضاي بد مرا
در
مهري افگند
فزون از مهر مام و مهر فرزند
چه
در
دست اينکه نتوان گفت با کس
کرا گويم که تو فرياد من رس
خدايا هم تو فرياد دلم رس
که جز تو نيست
در
گيتي مرا کس
تو گفتي ناگه آتش
در
دلش ريخت
ز نوشين خواب دلبر را برانگيخت
تو از مستي شدي
در
خواب نوشين
زهي بيدار و دلخسته به بالين
در
آن غم مانده کز تو دور مانم
دلم اميد بگسسته ز جانم
نگه کن تا چه نيکو ساخت دستان
ز ناگه رفت پنهان
در
شبستان
مرا
در
بزمگه مي بيش دادي
از آن بيشي بلاي خويش دادي
به نيکي
در
مبادم زندگاني
اگر من بر تو بد دارم گماني
گناه دوست را پوزش نمايد
چو نپذيرد به پوزش
در
فزايد
مکاراد ايچ کس
در
دل نهالش
که زود آن کشته بار آرد و بالش
بخوان اين داستان ويس و رامين
بدو
در
گونه گون کار جهان بين
چو شاهنشاه دل خوش کرد با ويس
دگر ره
در
ميان افتاد ابليس
ستم ديده ز من مردان صف
در
کنون گشته زني بر من ستمگر
جهان از بهر آن بدنام خواهد
که خون من همي
در
جام خواهد
چرا جويم به صد فرسنگ دشمن
که دشمن هست هم
در
خانه من
به پيري
در
بلايي اوفتادم
کجا با او بشد گيتي ز يادم
دل من بر تو دارد استواري
که
در
هر کار داري هوشياري
نگه دار اين دو جادو را
در
آن دز
ز رنگ و چاره رامين گربز
مرا سه جادو اندر خانگاهند
که
در
نيرنگ جستن سه سپاهند
مرا چونان که تو ديدي ببستند
اميد شاديم
در
دل شکستند
صفحه قبل
1
...
4238
4239
4240
4241
4242
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن