نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ويس و رامين
وزان پس ديدمش با من بخفته
بر سيمين من
در
برگرفته
مرا گفتار او کم دوش خواندست
هنوز اندر دل و
در
گوش ماندست
بتر زين کي نمايد بخت کينم
که ويرو را همي
در
خواب بينم
جهان چون خان راه مردمانست
درنگ ما درو
در
يک زمانيست
مکن بدرود يکباره جهان را
مکن
در
بند جاويدان روان را
به گيتي
در
جوانان هرکه مردند
همه جويان کام و کرد و خوردند
تو با تيمار ويرو مانده و بس
نخواهي
در
جهان جستن جز او کس
خجسته نام و فرخ بخت رامين
فرشته بر زمين و ديو
در
زين
ترا ديدست و عاشق گشته بر تو
اميد مهرباني بسته
در
تو
جهان ناديده
در
مهر اوفتاده
دل و جان را به ديدار تو داده
شما را ديده ام
در
عشق بي يار
دو بيدل هردو بي روزي ازين کار
دلم را چه شتاب و چه نهيبست
که
در
وي مر ترا جاي فريبست
هم آلوده شوم
در
ننگ جاويد
هم از مينو بشويم دست اوميد
چو
در
دامش فگند و کام دل راند
ز ترس ايمن ببود و آز بنشاند
زن بدبخت
در
دام اوفتاده
گرفته ننگ و آب روي داده
نه مرد بي وفا داردش آزرم
نه
در
نامردمي دارد ازو شرم
گروهي
در
تن من طمع دارند
ز کام خويش جستن جان سپارند
پس آن
در
چون گشايم بر روانم
کزو آيد نهيب جاودانم
ز ديگر
در
مرو را داد پاسخ
که باشد کار نيک از بخت فرخ
من از بخت نکو نه خوار باشم
چو
در
کار بد او را يار باشم
خنک چشم و دلت را با چنان روي
خنک همسايگانت را
در
آن کوي
به پاسخ دايه گفت: اي شير جنگي
شکيبا باش
در
مهر و درنگي
گناهي را که من هرگز نکردم
به دل
در
زو گماني هم نبردم
مرا تا جان بود زو برنگردم
که جان خويش
در
کار تو کردم
دگر ره شد به نزد ويس مه روي
سخن
در
دل نگاريده ز ده روي
صفحه قبل
1
...
4230
4231
4232
4233
4234
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن