167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ويس و رامين

  • کجا درگاه دز بر شاه بگشاد
    به دز در شد هم آنگه شاه دلشاد
  • سپه را سوي مغرب برد هموار
    که آنجا بود در چه مانده سالار
  • ستاره هر يکي بر جاي مانده
    چو مرواريد در مينا نشانده
  • حمل با ثور کرده روي در روي
    ز شير آسماني يافته بوي
  • دو پيکر باز چون دو يار در خواب
    به يکديگر بپيچيده چو دولاب
  • به پاي هردوان در خفته خرچنگ
    تو گفتي بي روان گشتست و بي چنگ
  • اسد در پيش خرچنگ ايستاده
    کمان کردار دم بر سر نهاده
  • زن دوشيزه را دو خوشه در دست
    ز سستي مانده بر (يک) جاي چون مست
  • در آورده به هم گزدم سر و دم
    ز سستي همچو سرما خورده مردم
  • کمان ور را کمان در چنگ مانده
    دو پاي آزرده دست از جنگ مانده
  • فتاده آبکش را دلو در چاه
    بمانده آبکش خيره چو گمراه
  • بمانده ماهي از رفتن به ناکام
    تو گفتي ماهي است افتاده در دام
  • به نزد جوي خرگوشي گرازان
    دو سگ در جستن خرگوش تازان
  • چو در دز رفت شاهنشاه موبد
    به ايدون وقت و ايدون طالع بد
  • شتابان روز و شب در راه تازان
    به روي دلبر خود گشته نازان
  • در و ياقوت خندان و سخنگوي
    چو سيم ناب رخشان و سمن بوي
  • يکي را سنگ بر دل خاک بر سر
    يکي را جام بر کف دوست در بر
  • مگر زان کشت او را ديده در جان
    که او را زود آرد بار مرجان
  • زبان بسته رگ از ديده گشاده
    نهيب عاشقي در دل فتاده
  • چه بودي گر دگر ره باد بودي
    ز روي ويس پرده در ربودي
  • چه بودي گر مرا در خواب ديدي
    دو چشم من پر از خوناب ديدي
  • گهي در چاه وسواس اوفتادي
    گهي دل را به دانش پند دادي
  • تو پيچان گشته اي در عشق آن ماه
    خود او را نيست از حال تو آگاه
  • دل عاشق در آتش سال تا سال
    نپرسد ايچ کس وي را ازان حال
  • چنان چون بود مهرافزاي رامين
    چو کبگ خسته دل در چنگ شاهين