نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ويس و رامين
دهد يزدان بدان بنده سراسر
که او باشد بدان همواره
در
خور
الا تا
در
جهان کون و فسادست
وزيشان خاک، مبدا و معادست
چو سلطان معظم شاه شاهان
به فال نيک آمد
در
صفاهان
ز هر گونه که مردم بود
در
شهر
ز داد خويش دادش جمله را بهر
پسنديده مرو را
در
همه کار
دلش هرگز ازو ناديده آزار
ز گفتن نيز چاره نيست ما را
که
در
گردن کنيمت زينهارا
بحق
در
کار ايشان داوري کن
هميشه راستي را ياوري کن
نيارد کس نگه کردن
در
آن زر
وگرنه بر سر آن زر نهد سر
کنون زو آمده خواجه چو خورشيد
جهان
در
فر نورش بسته اميد
چو من
در
وصف او گويم ثنايي
و يا بر بخت او خوانم دعايي
همي دانست سلطان جهاندار
که
در
دست که بايد کردن اين کار
که و مه را چو بيني
در
سپاهان
همه هستند او را نيک خواهان
چو باشد خشم او از بهر يزدان
برو
در
ره نيابد هيچ شيطان
کجا
در
ملک او آسوده گشتند
بدان شهري که چون نابوده گشتند
گروهي بسته
در
زندان به تيمار
گروهي مهر گشته بر سر دار
نگفتم شعر جز
در
وصف حالش
بگفتم آنچه ديدم از فعالش
الا تا بر فلک ماهست و خورشيد
هميدون
در
جهان بيمست و اميد
پلنگ و شير
در
وي مردم جنگ
بتان نغز گور و آهو و رنگ
مرا اندر صفاهان بود کاري
در
آن کارم همي شد روزگاري
شدم زي تاج دولت خواجه بوالفتح
که بادش جاودان
در
کارها فتح
بپرسيد از خداوندي رهي را
در
آن پرسش بديدم فرهي را
به مهر اندر چنينم کت نمودم
وگر
در
دل جزين دارم جهودم
مرا يک روز گفت آن قبله دين
چه گويي
در
حديث ويس و رامين
معاني تابد از الفاظ بسيار
چو اندر زر نشانده
در
شهوار
سخن بايد که چون از کام شاعر
بيايد
در
جهان گردد مسافر
صفحه قبل
1
...
4220
4221
4222
4223
4224
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن