167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

مجموعه آثار عطار

  • طوطي سازنده قمري پيش او
    هست در شهر مطوق خويش او
  • من نه آنم کو مرا بازي دهد
    چون مرا در دام آرد واجهد
  • چون صبا بشنيد از جا برجهيد
    از فرح آمد در آن گفت و شنيد
  • من نميدانم چه سازم در فراق
    زانکه ميسوزم ز تاب اشتياق
  • اين نصيحت نزد تو چون ماجراست
    پند من در گوش او باد هواست
  • هيچ گل در بوستان از وي نرست
    کو نگفتش عشق او دارم بدست
  • ورنه بلبل کيست کو خواهد نشان
    تا بيايد نزد من در گلستان
  • خيز ايعطار يکتا شو به عشق
    در جمال عقل بينا شو به عشق
  • در ره او محرم اسرار باش
    واقف سر دل عطار باش
  • زنده دل مرغيست کو شب تا بروز
    در ميان باغ مينالد بسوز
  • ناگهاني آن صبا آمد نهان
    در گلستان از براي گل عيان
  • چون صبا نزديک بلبل شد پگاه
    در نهاني از نشان نيک خواه
  • برگرفت آن برگ گل را بوسه داد
    در قدمهاي صبا لختي فتاد
  • در ميان ناله و زاري گذار
    گفت دورم بعد از اين از خود مدار
  • گل بچشم مرحمت در وي نگاه
    کرد و گفت اي مستمند پر گناه
  • روز و شب در بزم ما ميباش شاد
    باده مينوش و مده خود را بباد
  • در وصال يار محرم باش خوش
    با ميي صافي تو همدم باش خوش
  • هر زمان در وصل يار گلعذار
    باش دور از آفت رنج و غبار
  • در جمال گل نظربازي مکن
    بر دل و بر جان خود بازي مکن
  • باغبان را چون ز بلبل شد خبر
    در گلستان رفت آن شوريده سر
  • باغبانرا آتشي در جان فتاد
    پيش گلزار آمد و کين درنهاد
  • در معني از زبان عشق سفت
    اين غزل بر سرگذشت خويش گفت
  • ترک چشمي هر کرا زد ناوکي
    دارد از دست زمانه در جگر
  • من چنين در آتش از کردار خويش
    بلبل بيچاره از من بي خبر
  • مدتي فرياد و زاري در چمن
    کرد بلبل پيش نسرين و سمن