167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

مجموعه آثار عطار

  • شراب ناب ديد استاد در خم
    بخورد آن باده را از حرص گندم
  • دو سه باده بخورد و مست شد گفت
    ندارم من بمردي در جهان جفت
  • همان دستان هميزد موش سرمست
    درآمد گربه و در موش زد دست
  • نباشد در حسابي هر چه گويد
    مراد خاطر خود هرزه جويد
  • جوابي داد گربه موش را گفت
    تو دزدي نيست در دزدي ترا جفت
  • نکردم پند استادان فراموش
    مرا آن پند شد چون حلقه در گوش
  • چو بلبل را بديدند لال گشتند
    در آن حالت همه از حال گشتند
  • چرا خاموش گشتي اي سخندان
    ز لعل خود برافشان در و مرجان
  • که باشند اين دو سه پژمرده دلها
    بمانده پايشان در آب و گلها
  • تو تا کي در درون خانه گردي
    بميدان آي اگر مرد نبردي
  • اگر خلوت نشين سالکي تو
    چرا در بند دنيا هالکي تو
  • بجز نامي نداري در جهان فاش
    همان شکلي که صورت کرده نقاش
  • تو در عالم بسي آوازه داري
    ولي مرغي حزين و سوگواري
  • اگر هستي بيا در نيستي رو
    غم ناديدنت بر ما بيک جو
  • تو گر در جمع باشي جمع گردي
    تو باشي شمع او را شمع گردي
  • به دست ديو در ماند گرفتار
    حقيقت را نبيند راه و هنجار
  • چو سيمرغ از پس کوه قناعت
    قرين در وحدت و دور از جماعت
  • ز ناپاکي خود دل پاک شسته
    ز خود برخاسته در خود نشسته
  • هر آنکس کو ندارد پير رهبر
    بود همراه شيطانش بره در
  • به پري بر فلک زين توده خاک
    همي گردي تو با مرغان در افلاک
  • به قول مصطفي دين در امان گير
    که کاري گر نيايد بي گمان تير
  • زنان دامند و شيطان دام را ساز
    مرا در دام شيطاني مينداز
  • چرا در ماتم خود مانده تو
    چرا اسرار حق ناخوانده تو
  • فروماندي چو کوران در غم خويش
    نمي بيني فضاي عالم خويش
  • تو آن بازي که صيادان عالم
    بتو دل شاد باشند و تو در غم