167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

مجموعه آثار عطار

  • ولي در اصل يک سر رشته دارد
    که اين رشته بهم پيوسته دارد
  • ز علم دين بيابي سر کونين
    بيابي در دو عالم زينت و زين
  • ز غير حق شوي هم بر کرانه
    نه بيني خويشتن را در ميانه
  • شدن در راه او لذات ميدان
    ازو باشد طريق راه عرفان
  • ازو دنيا و عقبايت تمام است
    حقيقت در دو عالم او امام است
  • حقيقت مرتضي را گر بداني
    کني در هر دو عالم کامراني
  • دگر پرسي که عدل شاه چونست
    که ظالم در دو عالم خود زبونست
  • عدالت آن بود اي يار انور
    که باشد در دل تو حب حيدر
  • عدالت آن بود گر راز بيني
    که در کونين جز حيدر نه بيني
  • اگر داني علي را عادلي تو
    و گر نه در حقيقت جاهلي تو
  • اگر عادل شوي بر راه باشي
    که در ملکش بود چه دادخواهي
  • دگر هفتاد و دو اغيار باشند
    نه ايشان در خور اسرار باشند
  • موانع از دل خود دور گردان
    که تا بيني تو در دل نور يزدان
  • درون دل چه خالي شد ز اغيار
    نماند در دل تو غير آن يار
  • حقيقت بين شو در خود نظر کن
    چو قطره سوي بحر او گذر کن
  • هر آنکس کو نشد از بحر آگاه
    نيابد در حقيقت سوي او راه
  • نگردد بر رخت در معرفت باز
    اگر خود را نداني تو ز آغاز
  • مجو آزار دلها تا تواني
    که آن تير است در دلها نهاني
  • چه داني تو که در دل يار باشد
    دل تو خالي از اغيار باشد
  • بمعني دگر روح تو نوح است
    که در کشتي تن او را فتوح است
  • درين کشتي رود چون روح کامل
    شود در بحر الاالله واصل
  • بيابد از وجود خويش بهره
    رود در بحر وحدت همچو قطره
  • به خود راه شريعت چون بديدي
    يقين ميدان که در منزل رسيدي
  • چه دانستي تو او را در حقيقت
    ز تو برخيزد اعلال شريعت
  • ز عشق مرتضي در جوش باشي
    ز دستش شربت کوثر بنوشي