167906 مورد در 0.19 ثانیه یافت شد.

مجموعه آثار عطار

  • حديثي مصطفي گفته در اين باب
    بگويم با تو اين اسرار درياب
  • چنين فرمود کز بعد من امت
    شوند در دين هفتاد و سه ملت
  • يکي ناجي بود در دين الله
    بود هفتاد و دو مردود درگاه
  • تو حاضر دان مر او را در همه جا
    گهي پنهان بود او گاه پيدا
  • در اين اسرار مرد نيک صادق
    بود آن هالک بيدين منافق
  • تو هالک دان کسي کو غير حيدر
    گزيند در ره دين پير ديگر
  • اگر بندي کمر در راه فرمان
    وجود خود کني همچون گلستان
  • که علم دين بود دانستن راه
    شود در راه دين از خويش آگاه
  • از آن در علم دين آگاه کردي
    تو واقف از کلام الله کردي
  • همين است علم دين اي مرد دانا
    که دانا در ره وحدت خدا را
  • تو خود را محو کن در شير يزدان
    خدابين و خداخوان و خدادان
  • درآئي در مقام خودپرستي
    تو خود باشي بت و خود را پرستي
  • تو او را گرشناسي مرد راهي
    بيابي در دو عالم پادشاهي
  • محمد نور و حيدر نور نور است
    بهر جائي که خواني در حضوراست
  • ترا رهبر بود او ره نمايد
    نشان راه آن در گه نمايد
  • من اسراري که در دل مي نهفتم
    بتو اي مرد سالک باز گفتم
  • دگر پرسي ز من اين چرخ فيروز
    ز بهر چيست گردان در شب روز
  • بگردد اينچنين گردنده گردون
    که تا آيد در و ياقوت بيرون
  • بزير گنبد فيروزه گون طاق
    هر آنچيزي که تو بيني در آفاق
  • تمامي بهر انسان آفريدند
    مر او را در دو عالم برگزيدند
  • هر آنچه هست از پيدا و پنهان
    همه موجود شد در ذات انسان
  • مر او را عالم کوچک از آنگفت
    نيارم در اين اسرار را سفت
  • شود او را شناسائي چو حاصل
    بداند در جهان انسان کامل
  • عطارد منشي ديوان او دان
    ز شوق او بود در چرخ گردان
  • بسي گردد بگردش ماه شب گرد
    که در گشتن نه بيند کس ازو گرد