167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

جوهر الذات عطار

  • چو هر سه با هم اندر داخل هم
    حقيقت در يکي هم واصل هم
  • چو هر سه در يکي ديدار دارند
    حقيقت هر سه بود يار دارند
  • چو هر سه در يکي اعيان رازند
    حقيقت هر سه اينجا ديده بازند
  • چو هر سه در يکي موجود ذاتند
    حقيقت هر سه اعيان صفاتند
  • چو هر سه در يکي ديدند دلدار
    کنون هستند از اعيان خبردار
  • ترا اين هر سه جوهر در نمودست
    حقيقت هر سه اعيان وجودست
  • ترا اين هر سه جوهر بايدت ديد
    که ايشانند در اعيان توحيد
  • بدين هر سه جمال يار بيني
    در اينجاگه جلال يار بيني
  • بدين هر سه بيابي راز بيچون
    در اينجاگه عيان هفت گردون
  • بدين هر سه منم کل راز ديده
    جمال يار در خود باز ديده
  • بديشان بنگر و ديدار خود بين
    در ايشان جملگي اسرار خود بين
  • اگر ايشان نبودي در دو عالم
    کجا پيدا شدي ديدار آدم
  • عيان هر سه اينجا مصطفي ديد
    در ايشان بيشکي آنجا لقا ديد
  • عيان هر سه اينجا مرتضي نيز
    حقيقت يافت در اسرار هر چيز
  • عيان هر سه را بين و لقا شو
    در ايشان آخر اينجا کد خدا شو
  • در آخر ظاهرش درخواست از حق
    که تا ظاهر بيابد راز مطلق
  • بحق گفتا که اشياام تو بنما
    در اينجا راز پيداام تو بنما
  • حقيقت شرح آن از جسم و جان بين
    همه در خويشتن بيشک عيان بين
  • وليکن اين بيان را شرح گويم
    در آن هيلاج کانجا راز گويم
  • حقيقت شرح هيلاجم چنان است
    که شرح کل در اينجاگه عيانست
  • يقين عين اشيا را از آن ياب
    درون را در يقين راز نهان ياب
  • از اين جوهر نمودت جسم در ديد
    که اين جوهر عيان آمد ز توحيد
  • ترا چون چشم جان اينجا يقين است
    حقيقت در همه عين اليقين است
  • وگر مر چشم دلت امروز بازست
    حقيقت او در اينجا عين رازست
  • حقيقت هر سه در هم راز دانند
    حقيقت چون ببيني باز دانند