167906 مورد در 0.10 ثانیه یافت شد.

جوهر الذات عطار

  • حقيقت عشق اينجا راه بنمود
    در آخر کل عيانت شاه بنمود
  • حقيقت عشق اينجا گفتگو شد
    در اينجا ذات جمله زو نکو شد
  • حقيقت عشق با عقلست در ديد
    کنون يکي عيان ذات توحيد
  • حقيقت عشق جان در اول کار
    يقين اصل را کرد او پديدار
  • ز عشق از ذره در جان نمودار
    شود اينجا نبيني ليس في الدار
  • ز عشق از ذره پيدا نمايد
    دو عالم در دلت يکتا نمايد
  • حقيقت ذره در عالم افتد
    از آن پيدا نموده آدم افتاد
  • نمودار است در نقش غرائب
    از آن يک ذره چنديني عجائب
  • از آن يکذره اندر سوي افلاک
    فتادست و چنين کردست در خاک
  • از آن يکذره در اشيا فتادست
    بسرگردان فلک بي پا ستاد است
  • فلک گردانست در عشق از معاني
    از او پيدا شده راز نهاني
  • حقيقت ذره در آفتابست
    از آن پيوسته اندر تک و تابست
  • حقيقت ذره در ماه و هر ماه
    فتد کوهي شود ماننده کاه
  • يقين عشقست يکذره ز حضرت
    در اينجا گاه از ديدار قربت
  • حقيقت بود آن دريافت منصور
    از آن زد در اناالحق ذات مشهود
  • اناالحق زد که عشق کل عيان شد
    يقين در عشق او کل جان جان شد
  • گمان برداشت اينجا از يقين باز
    چو در جان رخ نمودش آن سرافراز
  • گمان برداشت عطار از جهانش
    چو او شد در حقيقت جان جانش
  • بدو واصل شدست اندر خراسان
    بشد از جان در اينجاگه هراسان
  • سر خود را فداي روي او کرد
    ز ديد او در اينجا گفتگو کرد
  • مرا وصلست از ديدار منصور
    که دارم در درون اسرار منصور
  • مرا وصلست از ديدار رويش
    از آن افتاده ام در گفتگويش
  • مرا وصلست از او تا در عيانم
    حقيقت گفت او راز نهانم
  • مرا وصلست از او در آخر کار
    که پرده بر گرفت از رخ بيکبار
  • معائينه مرا او ديد ديدست
    بجز خود در جهان او کس نديدست