167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

جوهر الذات عطار

  • دل عطار مقصودش همين بود
    که احمد در درونش پيش بين بود
  • دل عطار در بود محمد (ص)
    يقين اسرار منصور و مؤيد
  • بنور او شدم واصل بعالم
    که گفتم در عيان سر دمادم
  • قدم را راست دار و راستي کن
    ز احمد شب و روز در خواستي کن
  • مراد آنست سالک را در اين سر
    که حق يابد درون خويش ظاهر
  • مراد آنست سالک را در اين ديد
    که تا کلي يکي گردد ز توحيد
  • مراد آنست سالک آخر کار
    شود در جزو و کل او جملگي يار
  • مراد عاشق از معشوق اينست
    که آخر ديد کلي در يقين است
  • بوصل دوست اينجا گه رسد باز
    در اينجا گه ابي صورت شود باز
  • نظر را باز کن در منزل تن
    که خواهد شد ره تاريک روشن
  • خبر ياب اي دل و جان ز آشنائي
    تو در اعيان يکي و با خدائي
  • تو در عين خدائي مي نداني
    که بيشک از خدا هر دو جهاني
  • توئي ذات و خبر از خود نداري
    که در ديدار جانان جمله ياري
  • توئي ذات و خبر از خويشتن ياب
    خدا را در حقيقت خويشتن ياب
  • تو جزوي در تو کل موجود پيداست
    تو هستي بنده و معبود پيداست
  • يکي بين هر دو عالم در درونت
    حقيقت شاه هر دو رهنمونت
  • يکي بين هر دو عالم را تو در دل
    اگر بيني يکي هستي تو واصل
  • يکي بين هر دو عالم را تو در جان
    درون جان چو اعيانست جانان
  • خدا کن بود او در بود خود باز
    حقيقت آنگهي شو صاحب راز
  • خدائي کن در اينجا خود فنا کن
    پس آنگاهي سر و پايت خدا کن
  • حقيقت همچو منصورت يکي بين
    همه حق گرد و حق را در يکي بين
  • حقيقت همچو او بردار شوق آي
    همه عالم در اينجا راز بنماي
  • درون جانست ني در پوست ايدل
    ز جان کن عاقبت مقصود حاصل
  • خطابت ميکند در جان يقين يار
    هميگويد ترا اين سر ز اسرار
  • جمال من نديده غافلا تو
    در اينجا گاه اي بيحاصلا تو