167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

جوهر الذات عطار

  • حقيقت تا چه و چونست در دل
    نگردد مر ترا مقصود حاصل
  • حقيقت تا چه و چونست در جان
    نخواهي ديد اينجا روي جانان
  • حقيقت تا چه و چونست در راز
    ثواب آن نيندازد ز تو باز
  • وليکن زين معاني هر نفس من
    که در تکرار گردانمت روشن
  • در اين سر من يقين هستم خبردار
    که ميخواهم که چون منصور
  • کشد معشوقم اينجا در بر خلق
    که سوزانم يقين زنار با دلق
  • حقيقت بت پرست لا ابالم
    که ميدانم که در عين وصالم
  • حقيقت بت پرست در جهان من
    دو روزي کاندر اين منزل عيان من
  • حقيقت در بت و زنار باشم
    ز زهد و زرق من بيزار باشم
  • حقيقت پير ما ترساي عشقست
    در اين سر فتنه غوغاي عشقست
  • حقيقت پير ما ترساي دير است
    در اين منزل که اينجا عين سير است
  • حقيقت عين جانان بت پرستست
    ز عشق بت عيان در بت نشستست
  • حقيقت دوست ميدارد بت اينجا
    که در بت ميکند او شور و غوغا
  • حقيقت دوست ميدارد بت از دل
    که در بت يافت او مقصود حاصل
  • حقيقت دوست ميدارد بت از جان
    در او بت روي بنمودست اعيان
  • حقيقت دوست ميدارد بت از حقيقت
    که در بت مينمايد او شريعت
  • حقيقت دوست دارد بت در اينجا
    که اندر شرع دارد او مصفا
  • حقيقت دوست دارد بت که در راز
    بت خود سجده اينجا کرد او باز
  • چو شاه بت پرستان جهانست
    حقيقت سجده اش در بت از آنست
  • که بت را يافت اينجا گاه بيچون
    حقيقت در نمود اينجايگه چون
  • حقيقت سجده در پيش خداوند
    از آن کردند کين بت بود پيوند
  • بدين بت ميتوان معشوق ديدن
    که اينجا در وصال او رسيدن
  • از اين بت سالکان راز پرداز
    حقيقت راه کل کردند در باز
  • از اين بت هر که اعيان ديد ناگاه
    در اينجا گاه بيشک او رخ شاه
  • در اين بت ديد اينجا سجده آورد
    درون او مصفا ديد از فرد