167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

جوهر الذات عطار

  • در آنمنزل چو روح الله بنشست
    حقيقت روح شد الله پيوست
  • در آنمنزل که عيسي دارد اکنون
    بر آن برگ کاهي هست گردون
  • در آنمنزل اگر ره برده باز
    برو زينجا و اين پرده برانداز
  • نظر کن دل که دل مأواي عيسي است
    حقيقت عيسي جانت در آنجاست
  • نظر کن در دل و عيسي تو بنگر
    ز عيسي جوي ذات و زو تو مگذر
  • نظر کن در دل عيسي يقين بين
    مر او را اندر اينجا پيش بين تو
  • نظر کن در دل و عيسي تو بشناس
    که عيسي جانست جان اينجا تو بشناس
  • چنان واصل بود در منزل دل
    که يکسانست او را راه و منزل
  • در اينجا راز اشيا باز ديدست
    حقيقت ذات يکتا باز ديدست
  • در اينجا ذات کل او را عيانست
    ز چارم مر ورا سر نهانست
  • حقيقت سالک اينجاگه بينديش
    که عيسي داري اينجا گاه در پيش
  • ترا عيسي حقيقت بيش باشد
    که در هر کار پيش انديش باشد
  • ز عيسي غافلي تو در شب و روز
    از آن از وي نمي گردي تو پيروز
  • همه ذرات با عيسي ابر راز
    ولي عيسي در اينجا گاه ميتاز
  • چو عيسي در درون پرده باشد
    چرا ذرات او گمکرده باشد
  • کنون بر سوي آن سرباز کرديم
    در آن اسرار صاحب راز کرديم
  • از آن دم گفت جان با دل يقين باز
    حقيقت سر خود را در يقين باز
  • تو بودي در درون من از برونت
    نظر کردم شدم سوي درونت
  • نظر کن نور احمد در درونت
    دلا تا هست اينجا رهنمونت
  • حقيقت نور احمد در دل و جانست
    درون جمله چون خورشيد رخشانست
  • ظهورت تا بطون اين نور دارد
    حقيقت در ره اين منشور دارد
  • حقيقت هر که اندر شرع آمد
    ز نورش در يقين بي فرع آمد
  • جوابي داد جان با دل چنين گفت
    حقيقت او ابا جان در يقين گفت
  • من و تو اينزمان ديدار ياريم
    در اين خلوت حقيقت پايداريم
  • تو زان حضرت بر ما چون رسيدي
    جمال خويشتن در من بديدي