167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

جوهر الذات عطار

  • دو عالم شد طفيلت در حقيقت
    از آن بنموده ام ديدار ديدت
  • دو عالم در تو موجودست تحقيق
    تو ياري مر جمال يار توفيق
  • حقيقت اصل ما از کردگارست
    که ما را در درون پروردگارست
  • دو روزي کاندر اينمنزل مقيمم
    در اين پرده ابا هم ما نديميم
  • دو روزي کاندر اينمنزلگه نهانيم
    ز ديد ذات بيچون در عيانيم
  • در اينمنزل منم تو تو مني من
    من و تو هر دو از ديدار روشن
  • در اينمنزل وصال يار داريم
    دو روزي کاندر اين ده کار داريم
  • در اينمنزل وصال جان جانهاست
    حقيقت بر من و تو هر دو پيداست
  • دو همرازيم از آن حضرت در اينجا
    رسيده باز ديده جاي مولاي
  • کسي اينجا از آن حضرت نديدست
    همه جانها در اينجا ناپديدست
  • در اين دنيا که مائيم اينزمان دوست
    يقين دانيم کاينجاگه همه اوست
  • من و تو اينزمان در حضرت يار
    رسيدستيم اندر قربت يار
  • من و تو هر دو در اصليم تحقيق
    بيا تا هر دو زان يابيم توفيق
  • اگر چه من که جانم در بر تو
    حقيقت هستم ايدل رهبر تو
  • بگشتم در همه کون و مکان باز
    نظر کردم عيان انجام و آغاز
  • همه کون و مکانم زير پايست
    مرا در لامکان پيوسته جايست
  • مکان و لا مکانم هست روشن
    که باشيم دائما در هفت گلشن
  • حقيقت جسم بسيارست و هر يک
    در او ام جمله جانهاي بيشک
  • تو ره ديدي نشانش کرده بودي
    حقيقت منزل و در پرده بودي
  • نه جانت بود ني اسم حقيقت
    درون پرده ديدي در طبيعت
  • ترا اين چار طبع اينجا بناچار
    در اينجا کرده بودندت گرفتار
  • نميدانستي اينجاگه چپ از راست
    بدين تاريکنا بودي تو در خواست
  • نه ره مي بيني اندر چه فتاده
    در اين دام بلا ناگه فتاده
  • همي فرمان از آن حضرت در آمد
    مرا از لامکان اين مژده آمد
  • کنون شو اينزمان در سوي صورت
    کز اين صورت بيابي تو حضورت