167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

جوهر الذات عطار

  • از اينجا من در اين درگه رسيدم
    حقيقت خاک درگاه الهست
  • ملايک عشق از جانم مزيدند
    در اين درگاه کلي سجده کردند
  • همه زينجايگه مر گوي بردند
    همه در سجده آدم شده باز
  • که آدم بود اندر عزت و ناز
    از آندم بود آدم در سوي خاک
  • حقيقت آمده از حضرت پاک
    از آن دم در اين درگاه آمد
  • تمامت انبيا زوبين دليلش
    در اين خاک از يکي پيدا نمودند
  • در اينجا تخمها گشته عيان است
    يکي تخمست چندين بر بداده
  • از او پيدا شده گنج معاني
    در اين خاکست اينجا تخم کشته
  • از آني دائما در عين تدبير
    توئي آدم ز آدم باز زاده
  • تو بازي ليک از شهباز زاده
    توئي در اصل فطرت شاهبازي
  • اگر مردي در اينجا راز بين تو
    سجودت کرده اينجا مر ملايک
  • تو افتاده چنين در لذت خويش
    ترا زان جوهر قدس حقيقت
  • که پنهان آمدستي در طبيعت
    تو از آن جوهر قدسي عياني
  • که مکشوف است در تو هر معاني
    تو از آن جوهر قدسي باعزاز
  • که اعيان آمدستي تو از آن دم
    نفخت فيه منه روحي در اين جسم
  • در اين جسم آمدستي کل پديدار
    نخفت فيه من روحي ز اعيان
  • حقيقت اسم بنهادي تو در جان
    نفخت فيه من روحي يقين تو
  • اگر باشي در اين سر راز بين تو
    نفخت فيه من روح از صفاتي
  • که مکشوفست در تو هر معاني
    نفخت فيه من روحي تو از ذات
  • چرا افتاده در عين وبالي
    نفخت فيه من روحي ز ديدار
  • تو داري اندر اينجا سر اسرار
    نفخت فيه من روحي تو در ياب
  • همه ذرات در تو شد نظاره
    نفخت فيه من روحي ز اشيا
  • همه در تو شده اينجا هويدا
    نفخت فيه من روحي تو خورشيد
  • بخواهي ماند اندر سايه جاويد
    نفخت فيه من روحي تو در ماه
  • حقيقت سجده تو کرده ذرات
    نفخت فيه من روحي در آتش