167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

جوهر الذات عطار

  • دمي کاينجا زدي او ره نمودت
    در بسته يقين او برگشودت
  • دم احمد ترا در جانست اينجا
    دلت همچون مه تابانست اينجا
  • دم احمد تو داري زان شدي شاد
    حقيقت حق شدي در ليس في الدار
  • دم او در درون بنگر که اوئي
    حقيقت اوست با تو پس چه جوئي
  • دلت چون مصطفي ديدست جاني
    از آن دلشاد در عين العياني
  • ز احمد حيدر اينجا در يقين شد
    از آن بر اولين او راستين شد
  • ز احمد گر شوي واصل چو موسي
    شوي در کوه و طوردل تو يکتا
  • ز احمد گر شوي واصل چو يعقوب
    بيابي در زمان ديدار محبوب
  • شوي در عشق چون موسي مصفي
    ز احمد گر شوي واصل چو عيسي
  • ز احمد واصلم در قربت ذات
    مرا گوياست از وي جمله ذران
  • هر آنکو ره دهد در سر بيچون
    خدا اينجا ببيند بي چه و چون
  • هر آنکو ره دهد در وصل دلدار
    هم اينجاگه ببينند اصل ديدار
  • هر آنکو ره دهد در خدمت دوست
    شود مغز و برون آرندش از پوست
  • هر آنکو جز محمد(ص)يار بيند
    کجا جانان در اينجا باز بيند
  • حقيقت يافت بيچون و چرا باز
    در آخر ديد اينجا بيشکي راز
  • ابا او باش و راز او تو بنگر
    در اين بنگر ز ديدارش تو برخور
  • ابا او باش تا در قربت او
    شوي بيشک وصال حضرت او
  • درون جان چو ديدي باز او را
    دل و جان در خدايش باز او را
  • از او واصل شو ايندم زن در اينجا
    حقيقت جزو کل بر هم زن اينجا
  • زمين و آسمان و خاک در اوست
    خوشا آنکس که خاک حيدر اوست
  • اگر نه نور او بودب در افلاک
    کجا اين منزلت ديدي کف خاک
  • ز نور اوست جزوي در دل و جان
    حقيقت برتر از خورشيد تابان
  • ز نور اوست جزوي نور خورشيد
    فکنده پرتوي در دهر جاويد
  • ز نور اوست جزوي نور زهره
    از آن شد در همه آفاق شهره
  • ز نور اوست جزوي در کواکب
    از آن رخشانست اينجا نجم ثاقب