167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

جوهر الذات عطار

  • در اين بند و بلا ميگويد از تو
    مراد جاوداني جويد از تو
  • در اين بند و بلا آخر رهائي
    نخواهد يافت از قيدت جدائي
  • در اين بند و بلا ميباش با او
    مراد بنده بيچاره ميجو
  • در اين بند و بلا ميباش با او
    مراد بنده بيچاره ميجو
  • در اين بند و بلا من با تو گويم
    دواي دردم اينجا از تو جويم
  • وفا باشد جفاي تو بر من
    در آن عهدي که کردستي تو مشکن
  • مرا عهد تو اينجا کشت تحقيق
    که در کشتن بيابم عين توفيق
  • ز عهدت اينزمان من پايدارم
    ز زندان برکنون در پاي دارم
  • ز عهدت برنگرديدم در اينراز
    مرا سر اينزمان از سر بينداز
  • تو بخشيدي مرا اين فضل و حکمت
    رسانيدي مرا در عين قربت
  • تو بخشيدي مرا اين فضل و حکمت
    رسانيدي مرا در عين قربت
  • تو بخشيدي عيان انجام از تو
    نديدم هيچکس در راز از تو
  • چنان ره گم شدم در اول کار
    که خواهستم شدن من گم بيکبار
  • در آخر فضل کردي ره نمودي
    درم بد بسته وانگه برگشودي
  • خدا با تست در پيدا و پنهان
    هميشه راز ميگويد زهر سان
  • خدا با تست در خلقت بگفتار
    همي گويد زهر شيوه ز اسرار
  • خدا با تست هم اينجا هم آنجا
    نهان بود و کنون در تست پيدا
  • خدا با تست اينجاگاه چون حق
    ز بود خود زند در تو اناالحق
  • خدا با تست اينجا در دل و جان
    نظر کردي و ديدي سر پنهان
  • خدا و مصطفي در بود بنگر
    چنين اسرار از ايشان بود بنگر
  • خدا و مصطفي بيشک نمودار
    ترا در جان همي گويند اسرار
  • حقيقت از خدا داري تو در جان
    همي گوئي از ايندم راز جانان
  • دم او در دم تست اي گزيده
    از آني از دم او راز ديده
  • چو احمد در دل و جان دوستداري
    همه مغزي نه چون خر پوست داري
  • رهت احمد نموده هم بمنصور
    ترا در جمله عالم کرد مشهور