167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

جوهر الذات عطار

  • بکل خورشيد خود اندوده تو
    از آن در غم و رنج فرسوده تو
  • بکل خورشيد کي پنهان نمايد
    که روشن در مه تابان نمايد
  • در اين خورشيد اگر چه راز گفتند
    زهر نوعي ابا هم باز گفتند
  • تجلي در جلال اينجاست پيدا
    دل عاشق از آن گشتست پيدا
  • گمان بردار و در سوي يقين شو
    تو شمس لايکاد ولاي بين شو
  • حجاب اينجايگه کل بر گرفتي
    حقيقت يار را در بر گرفتي
  • تمامت عاشقان در شور کردي
    چو دريا خويشتن را شور کردي
  • در اين بحر معاني شور داري
    قوي عشقي عجب با زور داري
  • در اين بحر معاني جوهري ساز
    تو داري بيشکي خود درد بسيار
  • جمال بي نشانت روي بنمود
    در نابسته بر روي تو بگشود
  • عجائب جوهري داري ز اسرار
    که ميريزد در او درهاي شهوار
  • همه کس از در تو با نصيبند
    نمي دانند و جمله با حبيبند
  • از اين جوهر که آمد از سوي ذات
    در اينجا دردميده نفخ آيات
  • نگفت او خود ابا کس زانکه کل بود
    اگر چه در نبوت عين ذل بود
  • مر او را بود اين جام فتوت
    بعزت نوش کرد او در نبوت
  • بجز ايشان مبين کايشان نمودند
    حقيقت با تو در گفت و شنودند
  • حقيقت هر دو با تو در عتابند
    ز قول و فعل تو ايشان حسابند
  • مبين کج راست بين و راستگو باش
    در اين ميدان جان مانند گو باش
  • چو حيدر راستي کن در حقيقت
    حذر ميکن تو از عين طبيعت
  • براه شرع رو تا راز بيني
    که در عين شريعت راز بيني
  • براه شرع ايشان رو که ذاتي
    که ايندم مانده در عين صفاتي
  • تو باشي در حقيقت آخر کار
    حجابت گر نمايد عين پندار
  • ز تقوي جوهر تو پاک گردد
    پليدي را بيکدم در نوردد
  • درون را پاک گردان از طبيعت
    بتقوي کوش در عين شريعت
  • در اين تن مي چه داني اوفتاده
    که تا خود چيست اندر وي نهاده