167906 مورد در 0.11 ثانیه یافت شد.

جوهر الذات عطار

  • منم عاشق شده در دير عشاق
    يکي ديده حقيقت سير عشاق
  • ز صورت بت در اين ديرم که هستم
    دمادم اين بت صورت شکستم
  • در اين جانت نميگنجد ز تقليد
    حقيقت ذات کل دان تو ز توحيد
  • دلم در بند صورت مبتلا شد
    از آن بيخود ميان صد بلا شد
  • دلم در بند صورت شد گرفتار
    گهي باشد مسلمان گاه کفار
  • دلم در بند صورت گشت پيدا
    دمادم ميکند از عشق غوغا
  • دلم در بند صورت ناتوانست
    از آن هر لحظه شيداي جهانست
  • چنان عاشق شدم بر ديدن جان
    که ماندستم عجب در خويش پنهان
  • ز عشقم دم زده اينجاي در کل
    برون جستم من اينجا گاه از ذل
  • گهي رويم نمايد جان جانم
    که در پرده بکل عين العيانم
  • چو جان از پيش دادم همچو عشاق
    فتادم لاجرم در واصلي طاق
  • چو جان دادم يکي شد در فنايم
    نمود جسم و جان حق شد بقايم
  • بده جان و ببين جانان نهاني
    که ايندم هيچ در صورت نداني
  • بده جان تا شوي جانان حقيقت
    که جاني کي تواني در طبيعت
  • ره جان گر چه صافي اوفتادست
    وليکن راه او در عين بادست
  • ره صورت بود مشکل يقين دان
    مر او را راز در عين زمين دان
  • کنون بشناس ما را همچو ما تو
    يقين باش اندر اينجا در فنا تو
  • کنون بشناس ما را در يقين باز
    چو گشتي اندر اينجا بيکي راز
  • کنون بشناس ما را در نهاني
    که تا قدر وصال ما بداني
  • يکي گشتي و در يکي مرا بين
    مرا از جان ما ديدار بگزين
  • صفاتش آنگهي جانان شود زود
    که تا يکي شود در ذات معبود
  • صفات جسم روشن در دل خاک
    شود تا آنگهي با جوهر پاک
  • طريقت بسپر و آنگاه حق بين
    ز جانان در درون من يقين بين
  • طريقت بسپر و بود ازل جوي
    تمامت کارها در جان جان جوي
  • حقيقت بسپر وجانان يقين بين
    تو جانان در درون من يقين بين