167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

جوهر الذات عطار

  • در اين قرآن سرش روزي کنم من
    عيانش جمله پيروزي کنم من
  • در اين قرآن سرش بخشم تمامت
    رهانم من ولي از هول قيامت
  • ولي بايد که رمزم کار دارند
    نمود خويش در اسرار دارند
  • هر آنکو طالب ما بد در اول
    نگردانيم ما او را معطل
  • هر آنکو طالب ما گشت از جان
    نمائيمش در آخر راز پنهان
  • عقوبتشان کنم در دوزخ ستان
    که تا گويند دم دم آخر ايشان
  • سوي جنت برم او را به تحقيق
    ببختش در رسانم من بتحقيق
  • کسي کو بد کند ماننده خون
    کنم خوارش در آخر بي چه و چون
  • نمود جمله در قرآن نمودم
    که تا داني که من غافل نبودم
  • کسي کو بر ره ايشان رود پاک
    نماند در حجاب صورت خاک
  • توئي محبوب ما در سر معراج
    که بر فرقت نهادستيم ما تاج
  • توئي محبوب ما در وصل اول
    که خود را مي نکردستي معطل
  • منت اندر ازل بخشيده ام من
    در اينجا خرقه ات پوشيده ام من
  • نمود ما بجا آورده تو
    نه همچون ديگران در پرده تو
  • حقيقت در دل و جانت منم من
    که بنمودم ترا اسرار روشن
  • همه در راه ما بنموده راه
    همه از سر ما گردي تو آگاه
  • دمي دادم در اينجا داد معني
    از آن گشتي بکل آزاد معني
  • نباشد چون تو ديگر در خراسان
    که دشوار تمامت کردي آسان
  • نباشد چون تو ديگر صاحب اصل
    که داري در نمود ما يقين وصل
  • نباشد چون تو ديگر صاحب درد
    که بردي گوي معني تو در اين درد
  • منت دادم منت گفتم کلامم
    در اين اسرار بشنو تو پيامم
  • توئي اسرار دان ما و مائي
    که ايندم در عيان ما لقائي
  • در آنساعت که ما دانيم اينجا
    رهائي جمله را دانيم اينجا
  • بدادن هر کسي بر قدر وسعت
    نباشد هر کسي در عين قربت
  • در اينجا هر که باشد صاحب اسرار
    کنم او را نمود خود نمودار