167906 مورد در 0.10 ثانیه یافت شد.

جوهر الذات عطار

  • نمي بيني تو مر خورشيد اينجا
    که چون عکس افکند در خانه تنها
  • همه ذرات را بين پاي کوبان
    شده در رفتن اينجا گاه تابان
  • همه در گردش اند سوي خورشيد
    که ميدارند مانند تو اميد
  • تمامت ره کنان در سوي دلدار
    شده کل پايکوبان سور دلدار
  • همه در راه و فارغ گشته از راه
    بر اميدي که آيد تا بر شاه
  • همه در راه تا دلدار يابند
    چو مرغان سوي خانه ميشتابند
  • همه در راه و فارغ از تن خويش
    همي بينند راه روشن خويش
  • همه در سوي آن حضرت شتابند
    که تا قرب آن حضرت بيابند
  • چوشان رقصي کنند اينجاي در خويش
    نمود جملگي بر خيزد از پيش
  • در آيد پر زنان اينجاي پرتاب
    زند خود را بر آن شمع جهانتاب
  • نماند بال و پر اينجا شود گم
    مثال قطره در عين قلزم
  • چو دريا شو که درياي صفاتي
    در اينجا گه عيان نور ذاتي
  • چو دريا شو که در بخشي و جوهر
    ز دريا گر تو غواصي بمگذر
  • چو دريا شو تو اندر شور و مستي
    که در داري و دريا مي پرستي
  • چو دريا باشي و در بخش اندر او تو
    بجز ديدار يار از آن مجو تو
  • يکي جوهر در اين بحر دل تست
    که برتر از دو عالم مشکل تست
  • دريغا عمر همچون باد بگذشت
    در اين دريا بيک ره جمله پيوست
  • ايا دل جوهر ذات و صفاتي
    در اينجاگه عجايب بي صفاتي
  • سوي دلدار نام تست دل هان
    ممان اينجايگه در آب و گل هان
  • سوي دلداري و جان در بر تست
    حقيقت يار اينجا رهبر تست
  • ترا دردي است آن در درد جانان
    که داري از همه ذرات پنهان
  • نهان خواهي شد اينجا گاه در جان
    شوي اينجا حقيقت جان جانان
  • نهان خواهي شدن ناگاه در خود
    که تا رسته شوي از نيک و ز بد
  • نهان خواهي شدن در جوهر دوست
    حقيقت مغز گشتت جملگي پوست
  • نهان خواهي شدن در بحر اعظم
    نماند اين دمت اينجا دمادم