167906 مورد در 0.12 ثانیه یافت شد.

جوهر الذات عطار

  • منم آدم در اينجا رخ نموده
    گره از کار عالم برگشوده
  • از آن تست آدم شاد دل باش
    در اين سر بي حجاب آب و گل باش
  • از آن تست آدم باز بين راز
    توئي تست در انجام و آغاز
  • از آن تست او در عين تحقيق
    بهشت رايگان داديم و توفيق
  • تو از وي باز دان دلدار با ما
    که از تو آمدست اعيان در اينجا
  • ولي اينجا ترا عقديست پنهان
    که بندم من در اينجا من باعيان
  • به ده صلوات اي آدم در ايندم
    بروح مصطفي کوهست خاتم
  • که باشد مصطفي يا رب مرا گوي
    که در ميدان عشق او منم گوي
  • طفيل اوست ماه و چرخ و انجم
    همه در پرتو رويش بود گم
  • پس آنگه داد آدم نيز صلوات
    خروش افتاد در حوران جنات
  • دعا کرد آنزمان بگشاد او دست
    ز عجز خويشتن شد نيز در هست
  • نظر کن جمله را زان تو کردم
    همه در حکم و فرمان تو کردم
  • ولي اين يک شجر اينجا تو منگر
    وگرنه بفکنم در عين آذر
  • تو اين گندم مخور تا ميتواني
    که مر ما را در اين راز نهاني
  • چو حق اين را برايم آفريدست
    ز بهر من در اينجا آوريدست
  • همه ميل دلش در سوي او بود
    که حوا پيش چشمش بس نکو بود
  • همه ميل دلش سويش گرفته
    بجز او جمله در خاطر گرفته
  • بجز او در دلش چيزي نگنجيد
    جهان نزديک او موئي نسنجيد
  • نمود حق نه چيزي هست بازي
    تو ايندم در تمامت سر فرازي
  • در اين جنات اگر خواهي که باشم
    حقيقت تخم نيکوئي بپاشم
  • در آغوشش گرفت آن نور قدرت
    دمادم بود اندر عين رحمت
  • گمان اينجا مبر اي دوست درياب
    تو در مغز حقيقت پوست درياب
  • عزازيل دژم چون ديد احوال
    بيامد بر در جنت دگر حال
  • وليکن قصه در عالم بسي دان
    پراکنده بسي با هر کسي دان
  • نمي گنجد در اين قصه چه و چون
    زبيچونست اين اسرار بيچون