167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

جوهر الذات عطار

  • توئي عين بهشت و عين ناري
    چرا با ما دمي در دم نياري
  • توئي آتش توئي در جملگي باد
    که از تو شد جهان عشق آباد
  • توئي هستي در اين درياي جوهر
    نمودي از نمود هفت اختر
  • جوابم ده چرا خاموش هستي
    توئي دريا منم در عين مستي
  • ترا زيبد که گوهر مي فشاني
    که راز من در اينجا مي تو داني
  • ز پيري راه دانستي در اسرار
    ترا پيدا بود اعيان ز گفتار
  • توئي ره برده در اسرار معني
    توئي هم نقطه و پرگار معني
  • توئي اين دم زده در ديد کشتي
    درين اسرار ما واقف تو گشتي
  • توئي دريافته معناي باطن
    ز ديد شرع و در تقواي باطن
  • مرا تو ديد جاني در هدايت
    که داري ره عيان سوي سعادت
  • ز جانان هرچه جوئي آن بيابي
    که ايندم در ميان غرق آبي
  • منم منصور با من راست گفتي
    در اسرار رباني تو سفتي
  • ولي در معنوي و هم بصورت
    کنون افتاد کارم را ضرورت
  • از اين پس در سفر چالاک خواهم
    ز جمله من نمود پاک خواهم
  • پدر آورد امروزم چنين بين
    در اين دريا مرا عين اليقين بين
  • ترا اين بکر معني دست دادست
    که حق در ديده جانت نهادست
  • مرا در عين دريا هست اسرار
    اگر اينجا درافزايم به گفتار
  • مرا بنموده اند اسرار باقي
    مئي در دادم اينجا باده ساقي
  • مئي خوردم که هشيارم نه سرمست
    ولي در نيستي دانسته ام هست
  • مئي خوردم که جان محوست در يار
    نمي گنجد بجز دلدار ديار
  • نمي گنجد بجز جانان در اين دل
    که او نگشاد ما را راز مشکل
  • نميدانم که احوالم چه باشد
    عيان من در اين عالم چه باشد
  • حقيقت چون نمايم صورت تو
    ندانم در جهان من صورت تو
  • حقيقت دم زنم اندر هوالله
    يکي پيدا کنم در ديد الله
  • ولي از حال مستقبل چگويم
    که اين دم در جهان مانند گويم