167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

جوهر الذات عطار

  • مرا يک جوهر آمد در نظر باز
    که جزو افکندم و کل از نظر باز
  • بترسيد از پسر گفتا که تن زن
    نميگنجد در اينجا ماو هم من
  • عجب جائيست در خوف و رجاهم
    سزد گر کمترک اين سر سرايم
  • حقيقت مي بگو و هم عيان باش
    چو بابا در نهاد خود نهان باش
  • عيان عقل را در پيش ميدار
    دمادم جان و دل با خويش ميدار
  • همه کار جهان از آثار عقلست
    در اين جاي خطر چه جاي نقلست
  • منم در عين کشتي بحر اعظم
    توئي از ديد من اسرار عالم
  • منم با تو درون بحر هستي
    پدر در عقل ماندستي و مستي
  • منم از آن صدف در يگانه
    که خواهم بد ترا من جاودانه
  • چرا بابا سخن بيهوده گفتي
    که در ديدار خود ناديده سفتي
  • مرا مي سوي دريا گفتي اينجا
    که اندازم نکو گفتي در اينجا
  • مرا در سوي بحر آخر درانداز
    مرا از ديد خود اين لحظه بنواز
  • مرا در سوي بحر خود زماني
    فکن تا من بخوانم داستاني
  • مرا در سوي بحر انداز و بگذر
    ولي اکنون نه زين ره تو رهبر
  • پدر جانا منم در روي عالم
    که آوردم ز دل سر دمادم
  • قضاي حق کسي هرگز نداند
    وگر داند در اينجا خيره ماند
  • مرا الهام ميگويد که اي باب
    که خواهم شد در اينجا گاه غرقاب
  • مرا الهام مي گويد در اينجا
    که ناپيدا شو اندر عين دريا
  • مرا الهام مي آيد که نوري
    در اين درياي کل صاحب حضوري
  • مرا الهام جانانست در دل
    شدم بي عين اين گفتار واصل
  • منم واصل پدر بي عقل در جان
    مرا بنموده رخ چون جان جانان
  • در اين کشتي کجا بيني تو اسرار
    که چيزي نيست جز دريا پديدار
  • تو در درياي ذات من فتادي
    دريغا اي پدر دادي ندادي
  • تو در درياي ذات من نهاني
    نمود گفت من بابا نداني
  • در اين دريا منم الله بنگر
    نمود ديد الا الله بنگر