167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

جوهر الذات عطار

  • چو خود کردم چرا تاوان ستانم
    کجا يابم در اينجا دوستانم
  • چو خود کردم بماندم در بلا من
    درون آب غرقم مبتلا من
  • در اين چاه اوفتادم بي خبر زار
    دگر بينم منش چاه و وطن کار
  • ميان آب جان ده در حياتت
    که اندر آب خواهد بد مماتت
  • ز دنبال صور در چاه صورت
    فتادستي تو اي روباه سيرت
  • درون چاهي و اندر بلائي
    عجائب غرقه تو در رنج و بلائي
  • چه خواهي کرد چون غرقه شوي تو
    سزد گر در بلا اين بشنوي تو
  • بمير از خويش تا يابي رهائي
    که اين جامانده در چاه بلائي
  • چو آب از سرگذشت اي مرد دانا
    کجا باشي تو در غرقه توانا
  • چو وعدالله حق در پيش داري
    چرا از درد دل را ريش داري
  • درون آب حل شوي اي برادر
    در اين اسرارها نيکو تو بنگر
  • درون آب حل شو در صفا تو
    مبين تو هيچ اينجا جز بلا تو
  • درون آب حل شو زود درياب
    که محو اينجا شوي در عين غرقاب
  • درون آب حل شو در نهايت
    که تا يابي ز قرب حق هدايت
  • شدي حل در درون چاه دنيا
    نگشتي يک دمي آگاه دنيا
  • شدي حل در درون چاه بنگر
    اگر هستي دمي آگاه بنگر
  • در اين چاه بلا پخته شدستي
    چه گويم کاين زمان مرده بدستي
  • هر آنکو جان دهد معني شود زود
    به صورت در ميان عقبي شود زود
  • هر آنکو جان دهد در دار دنيا
    بيابد عاقبت اسرار عقبي
  • هر آنکو جان دهد او کل شود جان
    ز جانان کل شود در ديدن جان
  • هر آنکو جان دهد در ديدن يار
    بيابد عاقبت شادي بسيار
  • بده جان گر خبر داري در اين تو
    زماني بازدان عين اليقين تو
  • بده جان و ببين گم کرده را باز
    درون پرده در انجام و آغاز
  • چو حل خواهي شدن در آب دنيا
    چرا باشي چنين غرقاب دنيا
  • چو دنيا ميگذاري عاقبت باز
    طلب آيد در اينجا عاقبت باز