167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.

جوهر الذات عطار

  • زبيچوني ز خود خود رهنمون يافت
    نظر کرد و خدا را در دورن يافت
  • عيان بد در درونش عين ديدار
    نداند اين مگر جز مرد ديندار
  • چو نور ذات ديگر بار پيوست
    نمود مصطفي در يار پيوست
  • سه باره سي هزارش گفت اسرار
    که بشنو در حقيقت سر نگهدار
  • معاينه خدا ديدست در خود
    که پيدا کرد اين جا نيک از بد
  • حقيقت او خدا را در خدا يافت
    نه همچون ما همه چيزي جدا يافت
  • در آندم گفت کاي داناي اسرار
    نمي بينم ترا من خود بديدار
  • طفيل تو همه کرديم پيدا
    ز نور تست در تو جمله اشيا
  • ببخشم امتت را من سراسر
    که خواهي بود در رهشان تو رهبر
  • چو فارغ بود از کل نيک ديد او
    در آن معراج شد کلي احد او
  • ز عين لامکان ديد او نمودار
    سجودي کرد و در خور شاه هشيار
  • دگر ره گرم رو در قربت شاه
    همي آيد ز سر جمله آگاه
  • ز وحدت همچنان اندر يکي بود
    همه حق در بر او بيشکي بود
  • گمان رفته يقين گشته پديدار
    چو برق گرم رو در عين ديدار
  • ز پرده پرده آمد در درون او
    يکي گشته درون را با برون او
  • نگه ميداشت با خود سر اسرار
    زبان در بند کرده دل به گفتار
  • اگر داري يقين در خانه دل
    مشو چندين ز حس بيگانه دل
  • ز سيد بازجو اسرار معني
    مباش اينجا يگه در عين دعوي
  • درون جان برون دل گرفتست
    چرا صورت ترا در گل گرفتست
  • تو ايندم در وحل مرجاي داري
    عجايب مسکن و ماواي داري
  • چرا مغرور جاي ديو گشتي
    از آنت غرقه شد در بحر شتي
  • تو بيشک برتر از کون و مکاني
    تو بيشک در عيان عين جهاني
  • حقيقت بازجوئي از دل و جان
    که باشد در حقيقت ديد جانان
  • چو مشتاقي کنون در ديدن يار
    برون شو از حجاب و عين پندار
  • براندازي حجاب آب با خاک
    تو باشي در حقيقت صانع پاک