نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
مظهر العجايب عطار
به روز و شب به پيش حيله آموز
تمام خلق از ايشان
در
جگر سوز
يکي روزي بهم
در
مکر عالم
همي گفتند بس از دور آدم
چو من
در
ملک عالم نيست عيار
همه شاهان مرا باشد خريدار
بگفت او همچو عياران بغداد
ندارد
در
همه عالم کسي ياد
به طراران بغداد آن کنم من
که
در
ملک همه جاروب بي تن
ز ايشان نام عياري برآرم
شود اين نام
در
دنيا چو يارم
در
اين عالم به عياري از ايشان
برم خود تاج شاهانشان چو خويشان
به عياري حکيمم نه بهايم
به ايشان
در
دمم من صد عزايم
به جان بازيم سر
در
پيش پايت
عطا دانيم ما خود هر بلايت
ز تو دوري نخواهيم اي خداوند
گر اندازي تو ما را
در
غل و بند
روان شد شيخشان با يک مريدي
ز من بشنو که
در
معني رسيدي
تو اينجا باش تا
در
شهر سيري
کنم تا خود ازو بينيم خيري
به دروازه رسيد و
در
درون شد
به تقدير خدا او خود زبون شد
به تقدير خدا تن
در
قضا ده
به حکم او قضايش را رضا ده
در
آن روزي که عيار جهان گرد
بيامد پيش دروازه يکان فرد
دگر گفتا خرک خود حق من شد
مثال جان که
در
معني به تن شد
گر اين رستاي را شهري کنم من
در
اين ملک چنين بهري کنم من
بگفتا من موذن باشم اينجا
در
اين مسجد همي خوانم من اسما
مرا
در
گنج او خود راه باشد
به پيش شاه ما را جاه باشد
فتاد ازدست من صندوق جوهر
در
اين چاه اي برادر بهر داور
نگيرم از تو من خود هيچ انعام
که داري
در
مقام قرب شه کام
مرا بايد چو تو ياري
در
آفاق
که تا خلقان مرا گردند مشتاق
روان گشتند
در
دم پيش ياران
برو تاريک گشت آنچه چو زندان
تو خلقي سالها افکنده
در
چاه
به آخر اوفتادي خود درين راه
ز بهر مردمان چه ها بکندي
به آخر خويش را
در
وي فکندي
صفحه قبل
1
...
3914
3915
3916
3917
3918
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن