167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

مظهر العجايب عطار

  • بکن عدل و کرم در ملک دنيا
    که تا باشد تو را عقبي مهيا
  • بکن عدل و کرم ورنه اسيري
    بغل و بند در زندان بميري
  • بکن عدل و کرم ورنه فتادي
    تو بر خود اين در محنت گشادي
  • ز بحر علم دارم صد کتب من
    در آن بنهاده ام اسرار لب من
  • ز بحر علم دارم جامه ها پر
    برو بستان تو از الفاظ من در
  • تو آن در را نگهدار و رهي شو
    بکوي راستان همچون شهي شو
  • هر آن کس را که دنيا همنشين است
    ورا شيطان ملعون در کمين است
  • هر آن کس را که دنيا خود مقامست
    ورا در عالم قدسي نه کام است
  • هر آنکس راکه دنيا چون شکر شد
    ورا تيغ چو زهرش در جگر شد
  • اگر در منزل او راه يابي
    بهر دو کون بي شک جاه يابي
  • تو را چون آب زمزم نيست در جان
    وصال کعبه کي يابي چو مردان
  • مرا با شاه کعبه حالها شد
    که ني از درد من در ناله ها شد
  • در آن بهره تو مقصودي طلب کن
    ز مقصودم تو محبوبي طلب کن
  • در آن مطلوب محبوبم هويدا ست
    ز سر تاپاي او انوار پيدا ست
  • مرا با اوست بيعت در معاني
    تو اين اسرار معني را چه داني
  • اميرالمومنين ميدان که شاه است
    مرا در کل آفتها پناه است
  • ز بغضش راه دوزخ پيش گيري
    ز حبش در ولاي او نميري
  • پس آنگه ريختند در وي شرابي
    که انسان و ملک خوردند آبي
  • همه هستند و سر مستند و هشيار
    در اين دنياي دون و دون گرفتار
  • برو آ از گرفتاري اين چرخ
    که تا گردي چو معروفي در آن کرخ
  • اگر اين قول را خواني به تکرار
    به او واصل شوي در عين ديدار
  • برو توعلم عاشق گير در دين
    که تا گردي چو منصور خدا بين
  • تو يار يار را نشناختستي
    از آن ايمان و دين در باختستي
  • تو بشناس آن که او در عين ديد است
    همه گلهاي معني او بچيده است
  • مرا با حال پاکان کار باشد
    که در پاکي همه انوار باشد