167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

مظهر العجايب عطار

  • بهر اين مردود گشتي اي فقيه
    اسم تو در ملک عقبي شد سفيه
  • اي ز بهر لقمه بي جان شده
    در تمام عمر سرگردان شده
  • اي ز بهر لقمه سر باخته
    بهر دنيا دين خود در باخته
  • کوش در ابيات من گر واقفي
    عاقبت را کن نظر گر عارفي
  • شرم از حق دار اي رسواي دين
    تا بکي باشي چو گربه در کمين
  • شرم دار از فش و دستار بزرگ
    در جهان تا کي دوي مانند گرگ
  • چند بهر خانه تن در جهان
    زار گردي گه به اين و گه به آن
  • سود کي باشد تو را زين اي پسر
    عاقبت از خانه گيري راه در
  • در طريق اوليا او رهرو است
    راه تقليدي به پيشش يک جو است
  • راه تقليدي به پيش شيخ مان
    تو به راه عارفان رو در امان
  • شيخ ظاهر بين که چه ها ساخته
    جمله خلقان را در آن انداخته
  • حيله و مکر و دغا در شان او ست
    جيفه دنيا همه ايمان او ست
  • رو اگر مردي تو ترک اين بکن
    غير اينم نيست در معني سخن
  • چون که در غفلت بيابد خفته را
    بگذرد آن خفته بنهفته را
  • هر که در خواب است او خر بنده است
    وآنکه بيدار است او دل زنده است
  • هر که در خواب است او دارد ممات
    هر که بيدار است او دارد حيات
  • هر که در خواب است او رحمت نديد
    هر که بيدار است او زحمت نديد
  • گر بدي گفتيم عيبش را بپوش
    بلکه در اظهار عيب آن مکوش
  • بود چون پيري و عجز و بي دلي
    در گذر از سهو آن گر مقبلي
  • گر يکي افتد قبولت از هزار
    ياد گير آن را و از من در گذار
  • ليک اين نامه نوشتم در جهان
    بر اميد آن که شيخ عارفان
  • وعده فرموده در اين ديوان خويش
    بهر کاتب جنت و ايوان خويش
  • در سه شنبه روز بود و بيست و هشت
    از مه شعبان معظم مي گذشت
  • اگر از جام او داري تو شوقي
    تو داري در معانيهاش ذوقي
  • اگر از جام او نوشي به اسرار
    به بيني نور او در عين ديدار