167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

مظهر العجايب عطار

  • کرده ام با اصل خود پيوند من
    نفس خود را کرده ام در بند من
  • خواب غفلت برد از گوش تو هوش
    در بيابان فنا ميري چو موش
  • اي برادر همره عقل آمديم
    در همه علم جهان نقل آمديم
  • من شدم دريا و دارم موجها
    خود چه سنجد قطره اي در پيش ما
  • تو ز نسل آدمي اي آدمي
    از معاني نيست در ذاتت کمي
  • مصطفي و مرتضي روحند و جان
    دان تو اين اسرار معني در جهان
  • اصل معني حب حيدر دان چو من
    غير اينم نيست در دنيا وطن
  • اصل معني آن که جان من از وست
    در معاني ديدن جانان نکو ست
  • هر که مهرش يافت او دين دار شد
    در هدايت همره عطار شد
  • اهل راز است آن که کامل دل شود
    نه چو حيوان پاي او در گل شود
  • اهل راز آن شد که با شاه نجف
    در معاني ديده باشد لو کشف
  • اهل راز آن است کو با مرتضا
    در سوي الله گفت لو کشف الغطا
  • اهل راز آن است در شبهاي تار
    او به حال خويشتن گرييد زار
  • اهل راز آن شد که او آزاد زيست
    در مجرد خانه استاد زيست
  • اهل راز آن است با حق آشنا ست
    در معاني همنشين جان ما ست
  • معني اول که صدق اولياست
    در جهان ميدان علي موسي الرضاست
  • غير تو خود نيست در عالم کسي
    اين شده بر من معين خود بسي
  • هم تو روحي در بدن هم نور دين
    هم تو باشي با نبوت همنشين
  • گه به اشتر نامه داري حالها
    در لسان الغيب داري قالها
  • گه تو ترکي در حبش گه فارسي
    گه به ملک روم مثل حارسي
  • گه خراساني شده در ملک طوس
    تا تو را عطار باشد پاي بوس
  • گه خطائي خوانمت اندر ختن
    گه اميري با اسيري در سخن
  • گه خجند و اند جان را کرده سير
    گه گشاده در بخارا باب خير
  • گه به خوارزمي و گه در مرو و تون
    گه کني شابور ما را سرنگون
  • گه به گيلان در روي چون ششدري
    گه درون شيروان بر منبري