167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

مظهر العجايب عطار

  • همچو سگ دايم سرش در خون بود
    هر که رفض من کند سگ زان بتر
  • زآن که بي دين با تو باشد در ستيز
    رو تو اي عطار راه شاه گير
  • تا شود مقصود او حاصل در آن
    صد هزاران جان طفيل انبيا
  • چون بيابي سر او را بر ملا
    خود بميري در ميان اين بلا
  • مرد آن دان کو ز دنيا برگذشت
    در دل او ميلي از دنيا نگشت
  • مرد آن دان کوبه حق واصل شود
    اين مراتب خود در و حاصل شود
  • هر که او از فکر دنيا دور رفت
    همچو موسي در مقام طور رفت
  • مرد آن دان کز جهان بيزار شد
    بعد از آن در کوچه اسرار شد
  • گر تو در دين نبي پي برده
    جانب معبود رو آورده
  • اول از هستي خود بگذشته
    در طلب با خون دل آغشته
  • خود تو باشي مصحف آيات غيب
    جلوه گر گردي تو در مرآت غيب
  • خود ميان عاشقان معشوق وار
    تو در آيي تا بري صبر و قرار
  • خوش درآيي در بهشت اوليا
    خوش به بيني موسي خود را لقا
  • چون بميري تو ز خود در اين زمان
    خوش به بيني منزل خود را عيان
  • اي درون کلبه احزان شده
    هم به يوسف در چه زندان شده
  • اي بداده صالح خود را صلاح
    اي نبوت داده با او در صباح
  • اي که او را درد تو درمان بود
    مهر حب تو در ايمان بود
  • اي به احمد گفته خود اسرارها
    وي به احمد بوده در عين صفا
  • اي به احمد هم سرو هم تاج تو
    اي به احمد در شب معراج تو
  • اي به احمد بوده در هر جا يکي
    وي به احمد سر دو و اعضا يکي
  • اي به احمد همره و همتاج تو
    اي به احمد در شب معراج تو
  • در ولايت انبيا را سر شده
    بر تمام تمام اوليا سرور شده
  • اي بهر دو کون فرمانت روان
    اي شده حکمت روان در ملک جان
  • اي تو را جن و پري جويا شده
    اي به انسان در زبان گويا شده
  • اي تو را نشناخته جز اهل راز
    زآن که ايشانند دايم در نياز