167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

مظهر العجايب عطار

  • من در او کشتم زبهرت گل بسي
    عاقبت گل را بچيدم بي خسي
  • هاتف غيبم همي آواز داد
    يک گلي از غيب در دستم نهاد
  • من به خود اين را نگفتم در جهان
    هرچه گفته است او بگويم من عيان
  • من نشان بي نشانان يافتم
    در دل خود گنج پنهان يافتم
  • سالها در اين سخن حيران بدم
    واندر آن درياي بي پايان بدم
  • چون شدي در راه حق حق را ببين
    اين سخن نقل است از سلطان دين
  • آن اميري کو بود در راه حق
    برده از کل خلايق او سبق
  • خوانده او علم لدني را تمام
    بوده او در علم معني با نظام
  • گفت چون حق را بديدم در يقين
    گشت کشف من همه اسرار دين
  • چون بديدم حق نبينم هيچ غير
    غير را در اين معاني نيست سير
  • اي برادر راه حق چون شاه رو
    زآن که او در راه حق بد پيش رو
  • جمله عالم فتنه و غوغاي او ست
    در همه جا منزل و ماواي او ست
  • او ظهوري کرده در جانم به دهر
    لاجرم اسرار ريزم نهر نهر
  • گاه سلطان گاه رحمن گاه نور
    گاه رفته در درون نار و شور
  • گاه روح و گه روان و گاه جان
    گاه گشته در درون جان نهان
  • گاه عيسي گاه موسي گاه طور
    گاه کرده در درختي او ظهور
  • گاه جود و گاه هم و گاه غم
    گاه بوده در معانيها کرم
  • گاه ايمان گاه برهان گاه نوح
    گاه در اجسام انسان روح روح
  • گاه جام و گاه باده گاه خم
    گاه در جاي رسول او گشته گم
  • گاه گويا گاه بينا در همه
    گاه بوده چون شبان اندر رمه
  • گاه کان و گاه جان و گه روان
    گاه در ملک معاني شه نشان
  • گاه سر و گاه بر و گاه فرد
    گاه بوده با ملايک در نورد
  • گاه نطق و گاه خلد و گاه حور
    گاه کرده در دل انسان ظهور
  • گاه روزي گاه رازي گاه سمع
    گاه گردد در ميان حکم جمع
  • گاه راز و گاه ناز اندر عيان
    گاه حيدر گاه شيري در جهان