نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.
مظهر العجايب عطار
گفت اي نور ولايت
در
نهان
جبرئيل آمد به گفتا کن چنان
زآن که حق اين عقد را
در
عرش بست
اي سر هر سروري پيش تو پست
حوريان خود جمله جان افشان شدند
در
رخ اين هر دو شه حيران شدند
عقد مي بايد که با دينت بود
در
جهان ني ظلم و نه کينت بود
هيچ مي داني که
در
عالم چه شد
اين همه بدعت به عالم از که شد
رو تو بي حکم خدا کاري مکن
خويش را
در
ضد چو مرداري مکن
هر چه
در
عالم به ظاهر حاضر است
تو يقين مي دان که فاني آخر است
غير را آنجا نباشد هيچ راه
خار نبود
در
ميان آن گياه
بوي حب مرتضي مستت کند
در
بهشت عدن پا بستت کند
خانه و شهر بدن ويران کني
همچو گل جا
در
ميان جان کني
حيف باشد خود که شيطان
در
جهان
خود تو وسواسي شوي با اين و آن
رو تو از وسواس شيطان دورباش
تا ببيني با نبي
در
يک قباش
ساختي يک خانه را هفتاد
در
سر به سر از دين احمد بي خبر
خود برآ از باب او
در
علم حق
تا بري از جمله صديقان سبق
رو ازين
در
تو به شهر مصطفا
تا ببيني جنت و فردوس را
زآن که حق دانا ز سر خلق شد
در
درون جبه و هر دلق شد
گر بدين و مذهبش تو نگروي
در
حقيقت مرتد و ملعون شوي
مذهب غير از دلت بيرون دوان
در
دلت نهري ز ايمان کن روان
هست مهر شاه مردان بر دلم
قرنها اين بد سرشته
در
گلم
تا که گفت آن شاه من با من سخن
عيب من
در
اين سخنها تو مکن
مايه تو گنج حب او بود
در
دو عالم مايه نيکو بود
جا مده
در
خانه بغض و کينه را
تيره از ظلمت مساز آئينه را
من سخن از دانش او گفته ام
وز عطايش
در
معني سفته ام
ور نه من راهت ز معني ساختم
سحر ايمان را
در
او پرداختم
خاک نيشابور از او گلزار شد
هرکه بد
در
خواب از او بيدار شد
صفحه قبل
1
...
3876
3877
3878
3879
3880
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن