167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

مظهر العجايب عطار

  • تا که ايمانت شود محکم از او
    مهر او ميدار در جانت نکو
  • جان خودآميز با مهرش نکو
    تا درآيد در ميان جانت او
  • چون بيايي سر ما سرپوش باش
    در ميان عاشقان مي نوش باش
  • رو چو عطار و قناعت پيشه کن
    در ميان مظهرم انديشه کن
  • چون به بيني جوهر ذاتم چنان
    اندر آيي در ميان سالکان
  • در ميان اهل معني کن حضور
    زآن که ايشانند چون درياي نور
  • رو معاني دان شو و اسرار خوان
    تا شوي در ملک معني جان جان
  • اوليا و انبيا لطف حق اند
    در حقيقت جمله حق مطلق اند
  • گر نيابي تو ولي را در جهان
    رو ز مظهر جوي تا گويد عيان
  • تا شوي در ملک معني مقتدا
    خيز و برخوان رب انصرني علي
  • يک شبي در پيش من آن بحر راز
    از حکايات شهان مي گفت باز
  • چون که فاروق از جهان بيرون شتافت
    حکم در ايام ذوالنورين يافت
  • مردمان کردند سعي قتل او
    هيچ کس حاضر نشد در غسل او
  • وآن همه در پيش حيدر رفته اند
    بر ره سلمان و بوذر رفته اند
  • چون همه در بيعت شاه آمدند
    از همه راهي به يک راه آمدند
  • تا از ايشان من کنم تحقيق آن
    ورنه ريزد خون خلقي در جهان
  • که علي صدبار با ايشان به گفت
    با همه در آشکارا و نهفت
  • چون بر او ثابت شود آن حال و کار
    او قصاص آن بيابد در کنار
  • کرد در دين چون خلاف آن بي حيا
    گشت واقع لاجرم آن حربها
  • اين سخن را چون بيان کرد اين چنين
    گفتم اي نوري چه مي گوئي در اين
  • شافعي هم گفته زين معني تمام
    وين سخن خاص است در عالم نه عام
  • گفت روزي مصطفي اصحاب را
    عقد مي فرمود با هم در اخا
  • گفت اي صديق هستي يار من
    در مغازه بوده يار غار من
  • گفت با فاروق کي چست آمده
    در طريق شرع من رست آمده
  • جملگي گشتند با هم همنشين
    من شده در گوشه تنها چنين