167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

مظهر العجايب عطار

  • پي نبردي خود به راه راست تو
    زآن که در معني نداري هيچ بو
  • خلقها در رنج گنج اند او نهان
    گنج دارم من به عين تو عيان
  • هست شهرستان علم مصطفي
    تو به مظهر کن در آخر التجا
  • حب ايشان دار دايم در ضمير
    تا شوي روشن تر از مهر منير
  • حب ايشان دار و راه شرع رو
    تا کني در مزرع ايمان درو
  • جان جانان آن که در دل نور ازوست
    ديده و جان نبي مسرور ازوست
  • جان جانان آن که با او هل اتي است
    در بر او خلعتي از انما ست
  • جان جانان آن که چون روح است او
    در حقيقت کشتي نوح است او
  • جان جانان آن که در دل دين ازوست
    صبر و آرام دل مسکين ازوست
  • جان جانان کرده در جانم وطن
    آيد اين دم بوي منصوري ز من
  • من چو جان خويش پنهان دارمش
    در ميان جان چو جانان دارمش
  • هر که در دنياي دون آلوده شد
    او به کفگير بلا پالوده شد
  • هر که او اسرار سبحاني شنفت
    در حقيقت راه انساني گرفت
  • هر که او را ديده احول بود
    در دو عالم کار او مهمل بود
  • هر که را با مصطفي ايمان بود
    حب شاهش در ميان جان بود
  • اصلم از تون است و نيشابور جاي
    باشدم در مشهد سلطان سراي
  • در ره کعبه کني بر خود حرج
    يک طوافش بهتر از هفتاد حج
  • همچو عطارم کمين هندوي او
    مرغ روحم زايري در کوي او
  • فخر انسان خود به ملک و جاه نيست
    غير را در پرده دل راه نيست
  • اي تو را روئي بهر انسان شده
    عالمي در روي تو حيران شده
  • لاف منصوري زند در ملک هو
    هم تو گشتي دار منصوري برو
  • اهل دل دانند معنيهاي او
    در سر مردان بود سوداي او
  • اي شده در ملک معني پايدار
    رايت معني بيا برپاي دار
  • اهل دل دارند سر يار من
    آن که در جان است پود و تار من
  • اي پسر گويم تو را آثار خير
    تا بيابي بهره در کار خير