167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

مظهر العجايب عطار

  • دست حيدر مصطفا در دست داشت
    ديگران راز آن معاني پست داشت
  • قرب يک ميلي به بيرون بيش و کم
    دست در دست محمد داشت هم
  • پس محمد گفت با او رازها
    داد در گوشش بسي آوازها
  • بعد از آن ديدند نيکو منزلي
    گنبدي عالي در آنجا از گلي
  • آمد آنجا مصطفي آرام کرد
    پس مي عرفان بسي در جام کرد
  • مصطفي با مرتضي چون جان شدند
    در درون خانه سلمان شدند
  • پس نبي گفتا کسي را بار نيست
    در درون خانه خود اغيار نيست
  • گفت با سلمان که باب در تو باش
    زآن که سر حيدري گشت از تو فاش
  • جمله اصحاب نبي حيران شدند
    غرقه در درياي بي پايان شدند
  • ما همه با مصطفي محرم بديم
    در همه معني به او همدم بديم
  • خود علي را محرم خود داشت او
    پس يکي را در درون نگذاشت او
  • من نگويم سر چو منصور اين زمان
    ليک دارم سر در اين مظهر نهان
  • تو به دين ديگران گمره شوي
    همچو کوران در درون چه شوي
  • بارها در راه حق جان باخت او
    دل دل معني به فرمان تاخت او
  • لافتي الا علي در جان من
    ذوالفقار و سيف او ايمان من
  • جنگ خندق بود جنگ مشکلي
    در ميانشان بود مرد پر دلي
  • خود همين عمرو عرب بد پهلوان
    داد مردي او بداده در جهان
  • او به مردي در جهان مشهور بود
    هرکه جان مي خواست از وي دور بود
  • گرد بر گرد مدينه جر زنيد
    در درون جر يکي خندق کنيد
  • تا که ماند امن اين منزل تمام
    خود نباشد راه کس در اين مقام
  • ناگهان در تاخت آن ملعون گبر
    بر لب خندق خروشان همچو ببر
  • کرده ام ويران هزاران قلعه بيش
    زآن که دارم در بغل اصنام خويش
  • مصطفي و اصحاب او حيران شدند
    بر در باري همه نالان شدند
  • هيچ مي داني عرابي و شتر
    اين معاني هست غلطان همچو در
  • هيچ مي داني که معجز آن کيست
    واين همه مدح و ثنا در شان کيست