نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
نعل نان است
در
آتش ز پي گرسنگان
چه ضرورست پي رزق به هر
در
گردي؟
از شوخي نگاه
در
آن چشم غافلي
در
قطره چار موجه طوفان نديده اي
زره
در
بر او نديده است کس
که سيمرغ را نيست جا
در
قفس
زمين گشت
در
ناف مرکز نهان
چو
در
خال، حسن رخ دلبران
ز فرياد گردان
در
آن داروگير
فرو ريخت
در
بيشه چنگال شير
دويدي چنان تيغ
در
جسم و روح
که
در
کوچه رگ شراب صبوح
کمند دليران
در
آن گرد پاک
نهان ماند چون دام
در
زير خاک
در
آن دشت خونخوار، طوفان گرد
بسي مرده را زنده
در
خاک کرد
در
بيابان طلب يک العطش گوي تو خضر
در
حريم قدس يک پروانه ات روح الامين
انبيا چندين چه مي کوشند
در
تعمير تو؟
گنج رحمت نيست گر
در
زير ديوارت دفين
تا
در
تکليف بر روي جهان واکرده اي
در
پس درمانده است از شرم، فردوس برين
هيچ کس ناخوانده نتواند به بزمت آمدن
چون
در
رحمت نداري گر چه دربان
در
کمين
هر شاخ پرشکوفه
در
او جوي شير شد
مژگان حور گشت
در
او هر زبان خار
اين مزار کيست يارب کز هجوم زايران
غنچه مي گردد
در
او بال ملايک
در
مطار
مي شود گوهر جواهر سرمه
در
جيب صدف
در
دل دريا شکوه او نمايد گر گذار
همچو معني
در
ضمير لفظ پنهان گشته است
در
رضاي او رضاي حضرت پروردگار
مي رود فردا سراسر
در
خيابان بهشت
هر که را امروز افتد
در
خيابانش گذار
مي
در
کدوي سر که ندارد حلاوتي
اي عقل
در
گذر ز سر خوردن شراب
بر هيچ کس درش چو
در
فيض بسته نيست
از شرم خويش
در
پس درمانده آفتاب
در
دور او که فتنه به دامن کشيده پاي
در
خانه کمان فکند تير، رخت خواب
چون لشکر پري، پي نظاره بافته است
در
جلوه گاه حسن تو پر
در
پر آينه
در
ساغر بلور مي لعل خوشنماست
حسن تراست رتبه ديگر
در
آينه
در
چشم آفتاب فکنده است خويش را
در
روزگار حسن تو چون شبپر آينه
در
بهشت خلق او منع تماشايي نبود
جنت بي پاسباني بود
در
هنگام بار
ذره تا خورشيد را
در
پايه خود مي شناخت
بود
در
مردم شناسي بي نظير روزگار
صفحه قبل
1
...
384
385
386
387
388
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن