167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

مظهر العجايب عطار

  • ني هميگويد که دايم دم زنم
    وين نداي عشق در عالم زنم
  • ني هميگويد که او منصور بود
    دايما با نور حق در نور بود
  • ني هميگويد که با من يار باش
    در ميان جان و تن دلدار باش
  • گفت ني در پيش نجم سبب
    کز درونم خون برآمد تا بلب
  • گفت ني تو گوش دار احوال من
    گر گرفتار آمدي در چاه تن
  • گفت آخر چند باشي در بدن
    وارهان اين روح را چون جان ز تن
  • جهد کن تا تو تکبر کم کني
    ورنه طوق لعن در گردن کني
  • رو تو ترک جامه و دستار کن
    از معارف جان خود در کار کن
  • مصطفي سد شريعت را به بست
    مرتضي در عين انساني نشست
  • مصطفي را جبرئيل آمد ز پيش
    مرتضي را خواند حق در پيش خويش
  • مصطفي در راه عرفان زد قدم
    مرتضي ديده است حق را دمبدم
  • مصطفي گفتا که در عالم منم
    مرتضي گفتا که با آدم منم
  • مصطفي گفتا که در من نيست عيب
    مرتضي گفتا که هستم سر غيب
  • رو تو سود خويش از ايمان ستان
    تا بيابي در و گوهر بيکران
  • سالها من علم صوري خوانده ام
    ليک در راه يقين وا مانده ام
  • مانده ام در چاه تن غرق گناه
    چون گياهي خيز و بيرون شو ز چاه
  • اي گرفتار درون چه شده
    در پي غولان ره گمره شده
  • تو بخود افتاده اي در چاه تن
    ايستاده راه و چاه اينک رسن
  • گر تو مردي راه او رو همچو من
    تا نيفتي در درون چاه تن
  • در معاني از همه آگه شدي
    با جميع رهروان همره شدي
  • با محمد گفت شه در صبحگاه
    پس مبارک باد معراج اله
  • مطهر سر عجايب شاه ماست
    پرتو حق در دل آگاه ماست
  • هرکه گفت شاه را فرمان نبرد
    در ميان امتان ايمان نبرد
  • هرکه گفت شاه ما در جان نهاد
    مصطفي بر درد او درمان نهاد
  • هر که او با شاه ما باشد درست
    در ميان باغ او طوبي برست