نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
لسان الغيب عطار
جهل بردار و ورا
در
پيش بين
بگذر از حالات بد اي خويش بين
جهل را بردار و بينا شو چو من
تا به بيني دوست را
در
انجمن
غير اين حسرت ندارم حاصلي
جان کنم
در
پيش جانان واصلي
در
رفيقي منت باشد حيات
زير لب دارم لسان چون نبات
در
لسان ما حيات جاودانست
اندر او نامحرمان را کي مکانست
خويش را بر باد داده
در
جهان
لعنتي گشته بپيش قدسيان
تو سري داري و از سر بيخبر
اوفتاده
در
ميان خير وشر
در
سر شر رفتهاي بيزبان
بيخبر مانده ز حال اين و آن
هرکه بي دلدار از دنيا رود
در
حقيقت چون سگ مردار ورد
سوزش اهل دلان
در
شب بود
جاهلان را روز روشن شب بود
من ز هفت اقليم دارم آگهي
بر
در
او رفتم اينجا گه رهي
وصل او
در
کنج خلوت ديده ام
کر چه راه بي کران پيموده ام
يار با من همنشين است
در
سفر
تا به بينم روي آن زيبا قمر
خوش بکنج خلوتم بنشسته بود
همچو دم
در
اين رگم پيوسته بود
روي يار از گوشه گشته حاصلم
اين زمان
در
وصلت او واصلم
راه اين دنيا خطر دارد بسي
در
خطر سودي نمي يابد کسي
در
تجارت مايه خلوت نکوست
سود سرمايه همه از بهر اوست
اسب مرد و صاحبش از درد سوخت
بار خود را
در
بيابان ميفروخت
در
گذر زين مايه و سود جهان
زانکه دردي نيست سودي جز زيان
بهره گير از جهان
در
نيستي
زانکه دردي نيست و تو نيستي
خويش را
در
نيستيها هست کن
هستي ناديدگان را پست کن
در
قطار اوست اهل اين جهان
خويشتن را از قطار او رهان
در
قطار او کني اين راه گم
بفکن از زير دم خود پاردم
بار کردي خويش را بسيار تو
کرده خود را
در
اين افکار تو
بار دنيا بفکن و راحت رسان
تا
در
آن راحت ببيني جان جان
صفحه قبل
1
...
3836
3837
3838
3839
3840
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن