167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

لسان الغيب عطار

  • گفتن من آفتاب بينش است
    همچو درياي عمان در جوشش است
  • گفتن مارا مگو عطار گفت
    در اين دريا شه کرار سفت
  • گفتن ما را شريعت ديده است
    ملک معني در طريقت ديده است
  • گفتن ما دان لسان راز دوست
    در دل و گوشم همه آواز اوست
  • از من اينجا که صداي عشق خواست
    در درون گوش صاحبدل نداست
  • رهبر خود کن لسان در راه دين
    تا شوي همخانه اهل يقين
  • رهبر خود کن کتاب اهل حق
    رو نکرداني در اينجا زين ورق
  • رهبر خود کن نبي را در جهان
    تا درين دنيا تو گردي کامران
  • رهبر خود کن علي را در طريق
    به از اين رهبر نمي يابي رفيق
  • رهبر خود کن ولايت در کرم
    همچو مردان اندرين ره زن قدم
  • هر که در آزار مردي بوده است
    ناگهان از غيب تيري خورده است
  • باد لعنت بر چنين کس در جهان
    گو بيازارد ولي را از زبان
  • ترک آزردن کن و بنواز کس
    مرغ زيرک را نداري در قفس
  • ترک آزردن کن و دلشاد شو
    در عمارات دلي آباد شو
  • ترک آزردن کن و بشنو تو پند
    خوش بروي خلق در شفقت بخند
  • ترک آزردن کن و درويش شو
    واز تمام رهروان در پيش شو
  • ترک آزردن کن و در علم کوش
    شربتي از ساقي کوثر بنوش
  • هر که جانان يافت خود را گم کند
    همچو يونس راه در قلزم کند
  • رو بجانان وصل کن خود اي پسر
    لحظه در جان جانان کن نظر
  • هرکه جانان يافت از خود وارهيد
    گشت در درياي وحدت ناپديد
  • تو در اين دنيا ز جان آگاه شو
    بر تمام ملک سلطان شاه شو
  • تو در منقل بغفلت رفته
    چون خسي بر روي دريا خفته
  • تو در اين دنيا بخوردن راضيي
    پيرو گاوان شيخ و قاضيي
  • تو در اين دنيا شدي حمال تن
    ديگرم کفر است با تو اين سخن
  • تو در اين دنيا چرا مي ميخوري
    مرغ دينت را تو دامي مينهي