نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
لسان الغيب عطار
همچو من خور شربتي از خون خويش
تا نشاند او ترا
در
خوان خويش
آمدم
در
اين جهان بار دگر
جان فدا کرديم اينجا گاه سر
تو نميداني مرا اي کور دل
زان بماني تا ابد
در
زير گل
يار را ديدم يقين ديد خويش
در
شکستم خانه ويران پيش
چون خدا را
در
يقين بشناختم
کفر و ايمان را بيکجو باختم
اندر اينجا مانده
در
قيد تن
چاک کن بر خويشتن اين پيرهن
تو بناز و نعمت و تن پروري
همچو حيوان
در
شماران خري
در
عيان ديد بشناسي مرا
گر شوي واقف بر اين گفتارها
ديد يار ما است
در
عالم نظام
از نظم او بيابي فيض عام
يار با ما همره و هم
در
نظر
گرنه کوري اي پسر درمانگر
در
زمان خود نديدم همچو خود
سير کردم سوي بحر و بر و رود
بحر وبر ديده زمين طي کرده ام
در
چنين وادي بسي خون خورده ام
در
چنين وادي نديدم يار هيچ
جز لئيمان خسيس مانده گيج
هرکه او عطار را اينجا نديد
همچو حيوان
در
بيابان ميچريد
هرکه با ما
در
لسان پيوسته است
او زبان قدسيان دانسته است
بشنو از طير لسان الغيب ما
آنچه احمدگفته با حق
در
سما
اين لسان ما کسي نشناخته
زانسبب او خويش را
در
باخته
در
چنين کوري برفتي از جهان
عمر خود بر باد دادي اين زمان
در
چنين کوري نبيني يار را
نشنوي اين گفته عطار را
در
جهان و حال او درمانده
زانسبب از پيش رحمن رانده
سالها
در
بند زندان تني
پيش زندان بانت آن تن بشکني
حيف اوقاتي که داري
در
جهان
ميروي زاينجا بصد حسرت بدان
خويش را بشناس و
در
عالم نگر
روح خود را کن از اينمعني خبر
تو
در
درياي سر داوري
بلکه روشن تر ز شمع خاوري
در
رياضت کرده ام خود را حزين
همچو من مردي نيابي بعد از اين
صفحه قبل
1
...
3822
3823
3824
3825
3826
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن