167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

لسان الغيب عطار

  • توبه کن از هر چه کردي پيش از اين
    تا دهد ره در خودت اينجا زمين
  • توبه گرگي دهندت در جهان
    واي بر حالات تو اي بيزبان
  • هرکه بي توبه بميرد پاک نيست
    جاي او ميدان که در اين خاک نيست
  • هرکه بي توبه جهان بدرود کرد
    در حقيقت خدمت نمرود کرد
  • هرکه بي توبه برفته هالکست
    در گرفتاري به بند مالک است
  • توبه کن اي لعين در اين جهان
    تا نباشي همنشين عاصيان
  • توبه کن زود از يزدان بترس
    تا بدوزخ دربرندت در مرس
  • غير از اينم نيست با تو اي پسر
    گفتگو در عالم معني دگر
  • چند گردي گرد بغض اهل دل
    عاقبت گردي در اين عالم خجل
  • درنگر در اينجهان حق را بدان
    چند گردي گرد ناحق اي جوان
  • هرکه ناحق کرد و بي توبه برفت
    اي زمان در نار او دارد نشست
  • هرکه دارد با من بيدل کرم
    همرهم در سوي جنت ميبرم
  • هرکه با من کرد اينجا گاه رحم
    کي بسوزد مرو را در نار لحم
  • هرکه کرده شفقتي بر اهل راز
    او نيابد در ره کوره گداز
  • ظلم باشد آنچه برخود ديده
    خويش را در طوق لعنت کرده
  • ميفريبند اهل صورت را بدم
    در چنين غفلت ندارد هيچ غم
  • تو بسي صورت پرستي کرده
    در چنين صورت ز عالم رفته
  • آنکمر در ماتمت بدهد بکس
    با تو ميگويم نگهدار اين نفس
  • مرده آنانند که نادان رفته اند
    در کمند صيد شيطان گشته اند
  • مرده آنانند که دنياشان خوشست
    کرده اند در اينچنين جائي نشست
  • تو باين دنيا مکن دل بستگي
    تا نماند در دل تو خستگي
  • تو دراين دنيا شدستي در گرو
    آنچه کشتي اندر او ميکن درو
  • تو در ايندنيا چرائي بيزبان
    گر خرد داري ببر از اين مکان
  • هستي خود کرده ام زير وزبر
    يکدمي در نيستي ام کن نظر
  • هستيم اينجا فلک درهم شکست
    در زمين نيستي اين طاق بست