167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

لسان الغيب عطار

  • در نياز اينجا تمام اوليا
    سر نهاده بر سر راه فنا
  • در نياز اينجا فريدالدين رسيد
    چون رخ زيباي جانان را بديد
  • در نياز ايدل تواني يافت جان
    گر کني ترک متاع اين جهان
  • در نياز ايدل شوي مرد خدا
    گر بمشک تن نريزي دوغ را
  • در نياز اينجا جنان بگرفته ام
    راه شيطان را ز خود بربسته ام
  • در نياز اينجا جهانرا سير کن
    هم بقدر خويش اينجا خير کن
  • در نياز اينجا بري اين گوي را
    سوي خمخانه بري اين بوي را
  • در نيازت داده اند اينجا بهشت
    چونکه کردي ترک اين افعال زشت
  • درنياز اينجا شدستي در گداز
    با چنين دردي دلا اينجا بساز
  • در نيازم پيش ناز دلبران
    گر توداري عقل اين معني بدان
  • در نياز است پير بينش اي جوان
    خيز و سر شيخ صنعانرا بخوان
  • در نياز است پيش يوسف آن عزيز
    عشق پيدا کن اگر داري تميز
  • در نياز است آسمان و هم زمين
    پيش ذات پاک رب العالمين
  • در نياز است هر چه اينجا ديده
    تو نياز و اين فنا نشنيده
  • اي پسر از لذت دنيا ببر
    کيسه معنيت را پر کن ز در
  • اي پسر گر اين جهان در حکم تست
    بفکني آخر دراو چون مار پوست
  • اي پسر خود را رها کن از جهان
    تا نيفتي در عذاب جاودان
  • اي پسر در بند دنيا بند تو
    با شياطين است از آن پيوند تو
  • اي پسر اين لقمه از حلقت بکن
    گر ترا چون زهر باشد در بدن
  • صاحب اين خانه را ميکن سجود
    تا نه بيني در تنت آتش چو دود
  • ماتم تست در جهان شادي ما
    زن تو باج اين جهان را پشت پا
  • در درون درد رفتي از جهان
    برتو دارد صد شرف اينجا سگان
  • ما فقيريم و ز جورت دردمند
    همچو صيدي اوفتاده در کمند
  • ما فقيرانيم و شاهي آن ماست
    ديو و جن و انس در فرمان ما است
  • ما فقيرانيم و سرگردان دوست
    درنگر کين گوي در ميدان اوست