167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

مصيبت نامه عطار

  • قرب پنجه سال رفتم در بدر
    راه پيمودم جهاني سر بسر
  • چون حوالت با تو آمد در پذير
    وين گدا را دست گير اي دست گير
  • هست جود و فضل تو بحري عظيم
    در بر آن کي بود امکان بيم
  • در مناجات آن بزرگ دين شبي
    پيش حق ميکرد آه و يا ربي
  • تا ز دوزخ سر بسر ايمن شوند
    در بهشت جاودان ساکن شوند
  • گر عذاب تو ز صد رويم بود
    در خور يک تاره مويم بود
  • آن يکي اعرابئي از عشق مست
    حلقه کعبه در آورده بدست
  • از در خود بي نصيبم مي مدار
    آن من بگذشت آن خود بيار
  • آنچه توفيق توام از بحر جود
    شد مدد گر آمد از من در وجود
  • اين دم اکنون منتظر بنشسته ام
    دل ندارم زانکه در تو بسته ام
  • با درت افتاد کارم اين زمان
    هيچ در ديگر ندارم اين زمان
  • خشک شد يا رب ز يا ربهاي من
    در غم تردامني لبهاي من
  • عمر در اندوه تو بردم بسر
    کاشکي بوديم صد عمر دگر
  • تا در اندوهت بسر مي بردمي
    هر زمان دردي دگر مي بردمي
  • مانده ام از دست خود در صد زحير
    دست من اي دستگير من تو گير
  • مستي آمد اشک ريزان بيقرار
    تا در آن خانقاه آشفته وار
  • شيخ کو را ديد آمد در برش
    ايستاد از روي شفقت بر سرش
  • گر ز هر کس دستگيري آيدي
    مور در صدر اميري آيدي
  • دستگيري نيست کار تو برو
    نيستم من در شمار تو برو
  • شيخ در خاک اوفتاد از درد او
    سرخ گشت ازاشک روي زرد او
  • بود از آن اعرابئي بي توشه
    يافته در شوره جائي گوشه
  • اين بگفت و مشک پيش آورد باز
    در زمان مأمون بجاي آورد راز
  • ريخت مأمون آن زمانش در کنار
    بر سر آن جمع ديناري هزار
  • گفت اگر او پيشتر رفتي ز راه
    آب ديدي در فرات اينجايگاه
  • اينچنين جودي که جان عالميست
    در بر جود تو يارب شبنميست