167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

مصيبت نامه عطار

  • گر تو با اين شور قصد حق کني
    در نخستين شب کفن را شق کني
  • چون بود شورت بجان پاک در
    سر درين شور آوري از خاک بر
  • هم درين شور از جهان آزاد و خوش
    در قيامت ميروي زنجير کش
  • جان شيرينت چو شوري در کند
    هر زماني شور شيرين تر کند
  • هر که سلطانم نگويد در سخن
    من گدائي گويمش نه سر نه بن
  • هر کجا سريست در هر دو جهان
    هست سرتاسر درين ديوان نهان
  • گر دهي غصه که هستم قصه گوي
    غصه خور چون برده ام در قصه گوي
  • در مصيبت ساختم هنگامه من
    نام اين کردم مصيبت نامه من
  • هر که پندارد که مثل اين کتاب
    ديگري در جلوه آرد از حجاب
  • آب هر معني چنانم روشنست
    کانچه خواهم جمله در دست منست
  • مي نبايد شد بحمدالله بزور
    همچو فردوسي ز بيتي در تنور
  • از تنورم چون رسد طوفان بزور
    هيچ حاجت نيست رفتن در تنور
  • هر کسي در گوشه دم ميزنند
    ليک چون عيسي دمي کم ميزنند
  • هر کسي در روي خود دارد سري
    ليک يوسف ديگرست او ديگري
  • کز دگر پستان بسي يا اندکي
    شير خوردي در بر او کودکي
  • بود يک پستان بدستي آن زمانت
    وآن دگر پستان نهاده در دهانت
  • اين يکي را در دهن ميداشتي
    وآن دگر يک را بکس نگذاشتي
  • آنکه در طفلي کند اين محکمي
    کي تواند کرد هرگز حاتمي
  • عيب اين شعرست و اين اشعار نيست
    شعر را در چشم کس مقدار نيست
  • گفت ميگريم که در دل مشکليست
    تا چه کردم کان پسند جاهليست
  • مي ندانم تا پسند او چه بود
    تا ازان توبه کنم در حال زود
  • ني کيم من اهل دين را چند ازين
    نفس تا کي داردم در بند ازين
  • خطبه در نعت و توحيد خداي
    کرده بود انشا بزرگي رهنماي
  • چون بخواند آن خطبه را در پيش او
    خواست تحسين طبع دورانديش او
  • هر که دل زنده ست در سوداي دين
    نبودش بي هيچ شک پرواي اين